در سوگ ريحانه رسول خدا صلي الله عليه و آله

در سوگ ريحانه رسول خدا صلي الله عليه و آله


زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آيينه پاکي است. زهرا زلال کوثر است. اي هميشه جاري! اي بهار کوتاه! اي ترنم باران وحي! در شکوه مقام تو حيرانم که معنويت رشته‌هاي چادرت دست نياز مي‌آويزد و معرفت به غبار آستان خانه‌ات بوسه مي‌زند. برهوت اين دنياي خاکي شايان ميزباني چشمه سار هميشه جاري تو را نداشت. تو که در آيينه زخم‌ها و داغ‌ها و در هجران پدر غريبانه زيستي و در وداع شبانه‌ات با پهلويي شکسته، خانه گلين را به اميد آغوش بهشتي پدر ترک گفتي...

وجود مبارك حضرت فاطمه عليهاالسلام تنها يك تفكر يا تصور يك حقيقت حيات بخش نيست. بلكه تجسمي عيني و زنده از بركت خداوند بر انسان است. اگر تا قبل از حضور ايشان در عالم خاكي انسان معناگرا مجبور بود گوشه‌هايي از نعمت يك زن مقدس را در اسطوره‌ها، الهه‌ها و افسانه‌ها جستجو كند يا متوسل به پاكدامني حضرت مريم(ع) يا خردمندي آسيه و وفاداري سارا بشود، بعد از تجسم خاكي و عيني ايشان براي انسان كمال‌گرا يك الگوي زنده و جاويد پديد آمد و آن شخصيتي والا به نام «فاطمه» دختر رسول اكرم بود.

اي هميشه جاري! اي بهار کوتاه! اي ترنم باران وحي! در شکوه مقام تو حيرانم که معنويت رشته‌هاي چادرت دست نياز مي‌آويزد و معرفت به غبار آستان خانه‌ات بوسه مي‌زند. برهوت اين دنياي خاکي شايان ميزباني چشمه سار هميشه جاري تو را نداشت. تو که در آيينه زخم‌ها و داغ‌ها و در هجران پدر غريبانه زيستي و در وداع شبانه‌ات با پهلويي شکسته، خانه گلين را به اميد آغوش بهشتي پدر ترک گفتي...

از اين رو است كه فاطمه عليهاالسلام را ناموس و علت هستي مي‌دانند. اگر فاطمه عليهااسلام پا به جهان فاني نگذاشته بود و خاك هبوط را به قدوم خود مبارك نمي‌كرد، ديگر براي پيروانش هدفي وجود نداشت تا براي آن به شهادت برسند و جهاد كنند. جهانيان با توسل به اوست كه توكل به احد را مي‌آموزند و از نور هدايت ايشان است كه بركت زندگي دنيايي درك مي‌شود.

بنابراين بي‌دليل نيست كه بعد از درگذشت ملكوتي ايشان، بشريت، سرگشته به دنبال مرهمي است تا زخم نبود روح بخش ايشان در عالم فاني التيام يابد. از اين روست كه هر چه انسان براي درك حضرت فاطمه عليهاالسلام تلاش مي‌كند، بركت آن بر خودش مي‌تابد و اين اصل وجودي نعمت فاطمه عليهاالسلام در دنيا است.

امروز هم شاهد تلاش انسان‌هاي پاكي هستيم كه به دنبال معنويت فاطمه عليهاالسلام در رفتار روزمره خود هستند و با تذكره و يادمان‌هايي سعي دارند آواي خوش چشمه كوثر را در يادشان زنده نگه دارند تا در بهشت، حاضر در خدمت ايشان باشند.

رسول اكرم صلي الله عليه و آله روايت نموده‌اند كه خداي متعال فرمود:

اي احمد! اگر تو نبودي آسمان و زمين را نمي‌آفريدم و اگر علي نبود تو را نمي‌آفريدم و اگر فاطمه نبود، شما را نمي‌آفريدم.(يعني شمايان رمز خلقتيد)(1) از امام محمدباقر عليه السلام روايت شده است كه، ولادت حضرت زهرا عليهاالسلام پنج سال بعد از بعثت رسول خدا صلي الله عليه و آله و سن شريف آن بانو در هنگام وفات هيجده سال و هفتاد و پنج روز بود.(2)

فاطمه عليهاالسلام را ناموس و علت هستي مي‌دانند. اگر فاطمه عليهااسلام پا به جهان فاني نگذاشته بود و خاك هبوط را به قدوم خود مبارك نمي‌كرد، ديگر براي پيروانش هدفي وجود نداشت تا براي آن به شهادت برسند و جهاد كنند. جهانيان با توسل به اوست كه توكل به احد را مي‌آموزند و از نور هدايت ايشان است كه بركت زندگي دنيايي درك مي‌شود.

راز دل‌ غمين‌ فاطمه عليهااسلام

"شما اي‌ مردم‌ بر پرتگاه‌ آتش‌ بوديد و از فرط‌ ذلت‌ نزد ديگران، همچون‌ جرعه ‌آبي‌ در دست‌ تشنه‌ كامي‌ يا لقمه‌اي‌ در دست‌ گرسنه‌اي‌ و يا چون‌ آتشي‌ كه‌ شخص‌ مستعجلي‌ از آن‌ برگيرد. شما لگدكوب‌ و پايمال‌ بوديد و از آب‌ متعفن‌ با سرگين‌ شتر مي‌‌آشاميديد و از برگ‌هاي‌ خاك‌مال‌ و علف‌ بيابان‌ مي‌خورديد. ذليل‌ بوديد و زبون‌ مي‌زيستيد و هر آن‌ مضطرب‌ بوديد كه‌ مبادا از اين‌ سوي‌ يا آن‌ سوي‌ به‌ شما هجوم‌ آورند و به‌ اسارتتان‌ ببرند. شما اين‌ بوديد تا خداوند به‌ دست‌ محمد صلي الله عليه و آله با همه‌ آنچه‌ بر او گذشت‌ رهايتان‌ كرد. چه‌ سختي‌ها كه‌ نكشيد و چه‌ شكنجه‌ها كه‌ نديد.

هرگاه‌ شاخي‌ از شاخ‌هاي‌ شيطان‌ و گردنكشي‌ از يارانش‌ سر بر مي‌داشت‌ و فتنه‌اي‌ از مشركان‌ به‌ خونخواري‌ دهان‌ مي‌گشود، او برادرش‌ علي عليه السلام را در كام‌ آتش‌ رقصان‌ آن‌ و در گلوگاه‌ خطر مي‌افكند و او‌ نيز، تا مغز دشمن‌ را نمي‌كوفت‌ و آتش‌ سركش‌ فتنه‌ را به‌ آب‌ شمشيرش‌ خاموش‌ نمي‌كرد، آرام‌ نمي‌گرفت. در همه‌ اين‌ مدت، علي عليه السلام در راه‌ خدا سختي‌ مي‌كشيد و به‌ آب‌ و آتش‌ مي‌‌زد. در كار خدا از جان‌ مايه‌ مي‌‌گذارد و همواره‌ به‌ رسول‌ خدا نزديك‌ بود. در ميان‌ دوستان‌ و سربازان‌ خدا وقف‌ راه‌ خدا بود و مدام‌ خود را به‌ مشقت‌ مي‌انداخت. در درياي‌ رنج‌ فرو مي‌رفت‌ و هرگز در راه‌ خدا به‌ ملامت‌ مردم‌ وقعي‌ نمي‌نهاد و به‌ ستوه‌ نمي‌آمد.

ولي‌ شما چه؟ در تمام‌ آن‌ روزها، در رفاه‌ و عيش‌ بوديد، خوش‌ مي‌گذرانديد و زندگي‌ مي‌كرديد و بي‌درد بوديد. هرگاه‌ درگيري‌ و نبرد پيش‌ مي‌آمد، خود را كنار مي‌كشيديد و ما را تنها مي‌گذارديد و از جنگ‌ مي‌گريختيد.

"براي‌ تمام‌ كساني‌ كه‌ مي‌خواهند الهي‌ زندگي‌ كنند، فاطمه عليهاالسلام دفاع‌ از حريم‌ ولايت‌ را، زيباتر از هر كس‌ به‌ معرض‌ نمايش‌ گذارد. خطبه‌ غَرايش‌ در مسجد مدينه، گواه‌ فصاحت‌ و بلاغت‌ بي‌نظير آن‌ حضرت‌ است. مضامين‌ عالي‌ خطبه، اسلام‌ راستين‌ را معرفي‌ مي‌كند و اهميت‌ ولايت‌ و امامت‌ را روشن‌ مي‌سازد.

... به‌ كجا مي‌رويد؟ چه‌ مي‌كنيد؟ هنوز پيكر پيامبر تازه‌ است؛ آيا مي‌گوييد كه‌ محمد مُرد و همه‌ چيز تمام‌ شد؟ هرگز!

... هان‌ مي‌بينم‌ كه‌ اينك‌ باز زمين‌گير شده‌ايد و دل‌ به‌ تن ‌آسايي‌ و راحت‌ طلبي‌ و دنيا خواهي‌ داده‌ايد و قصد هميشه ‌ماندن‌ در دنيا كرده‌ايد و كسي‌ را كه‌ به‌ قبض‌ و بسط‌ كار حكومت‌ سزاوارتر است، دور رانده‌ايد و با راحتي‌ و عياشي، خلوت‌ كرده‌ايد.

... بدانيد اگر همه‌ شما هم‌ كافر شويد و به‌ حق‌ پشت‌ كنيد، خداوند همچنان‌ ستوده‌ است‌ و احتياجي‌ به‌ شمايان‌ ندارد.

و بدانيد آنچه‌ را كه‌ اينك‌ گفتم؛ گفتم، در حالي‌ كه‌ مي‌دانستم‌ هرگز ياوري‌ نخواهيد كرد. ولي‌ آنچه‌ گفتم‌ راز دل‌ غمين‌ من‌ بود كه‌ در سينه‌ جمع‌ شده‌ و دود حزن‌ و اندوه‌ من‌ بود كه‌ در دل‌ خسته‌ام‌ متراكم‌ شده‌ و آه‌ آتش ‌افروزي‌ كه‌ از سينه‌ دردمند من‌ شعله‌ كشيده؛ تنها خواستم‌ با شما حجت‌ را تمام‌ كرده‌ باشم."(3)

پي‌نوشت‌ها:

1- مستدرك سفينة البحار؛ 3/334 .

2- الكافي؛1/457.

3- از سخنراني‌ تاريخي‌ حضرت‌ فاطمه‌ زهرا عليهالسلام در مسجدالنبي، ده‌ روز پس‌ از رحلت‌ پدر (برگرفته‌ از كتاب‌ "زندگاني‌ حضرت‌ فاطمه (س)"، نوشتهِ دكتر اسماعيل‌ حسيني

  
نویسنده : صادق ; ساعت ٦:٤٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ خرداد ،۱۳۸٥