به یاد علی ابن موسی الرضا

تو صدام کن تو صدام کن

زائر کوی تو باشم

تا برای کفترات من

سر ظهر دونه بپاشم

دل من گرفته بونه

برای یه شب پریدن

پشت کوههای خراسان

مرقد خاکتا دیدم

دل من تنگه میدونی

کاشکی قابلم بدونی

همه عالم میدونن

تو آقای مهربونی

باسه اون هوای تازه............ که پر از عطر گلابه

اگه دستم به ضریحت............ برسه باسم یه خوابه

واسه اون حوض قشنگی....... که پر از آب ظلا له

واسه سنگفرشای ایون......... که برام خوابو خیاله

واسه اون کفشا که مردم....... روی پله در میارن

واسه اون شمعی که روشن.... توی صحن نو میزارن

  
نویسنده : صادق ; ساعت ۳:۳٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٤