حسین جان

به سوی شامو کوفه ام

چه ظالمانه می برند

نمی روم ولی مرا

چه وحشیانه می برند

سر تو را به نیزهای

نشانده دشمن علی

نمی روم ولی مرا

به این بهانه میبرند

این دل تنگم عقده ها سالار زینب

گویی یا میل کربلا دارد سالار زینب

ابی عبدالله سالار زینب

ارباب ما ارباب تموم عالمه

از آقایش هر چی بگم بازم کمه

همه عالم میدونن

که در شورمو شیدم

مدیون ابا الفضل مجنون حسینم

تو سرشتم حسینه سرنوشتم حسینه

بی خیال بهشتم من

چون بهشتم حسینه

رنگ و بویم حسینه

خلقو خویم حسینه

دائما در نمازم من

چون وضویم حسینه

اعتقادم حسینه

در نهادم حسینه

کوری چشم دشمنان

إن یکادم حسینه

حسین

کاشکی خدا مدد کنه راه گناها سد کنه

کاشکی دوباره نزری

کاشکی دوباره قطری اشکاما بی عدد کنه

درد دلم دوا بشه

دلم پر از صفا بشه

دوباره مرغ دل من راهی کربلا بشه

هر چی میگم دوست دارم

محل نمیزاری آقا

اگه منا دوسم داری

قسمت بکن یه کربلا

  
نویسنده : صادق ; ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ آذر ،۱۳۸٤