عمليات بيت‌المقدس و آزادسازي خرمشهر

عمليات بيت‌المقدس و آزادسازي خرمشهر

خرمشهر

وضعيت سياسي- نظامي کشور در مقطع عمليات بيت‌المقدس

- از نيمه دوم سال 60 جمهوري‌اسلامي توانست پس از سر و سامان دادن به نيروها سلسله عمليات‌هاي آزادسازي را آغاز نمايند: عمليات ثامن‌الائمه (مهر 1360) که منجر به شکست حضر آبادان شد، عمليات طريق‌المقدس (آذر60) که نتيجه آن آزادسازي شهر بستان و حدود 600 کيلومتر مربع از خاک ايران بود. و عمليات فتح‌المبين (فروردين 61) که آزادسازي 2200 کيلومترمربع از خاک کشور را در پي داشت. ضعيف داخلي کشور با انهدام بقاياي ضدانقلاب به تدريج رو به بهبودي و ثبات مي‌رفت. اما اوضاع منطقه به دليل نگراني آمريکا از نتايج ناشي از پيروزي ايران بر عراق به گونه‌اي آشکار ملتهب بود.

- در اين مقطع زماني، مناسبات اعراب و اسرائيل با آمادگي اسرائيل براي تهاجم به جنوب لبنان در وضعيت حساسي قرار داشت.

خرمشهر

انتخاب منطقه عملياتي

- عملياتي‌ها آفندي سابق نتايج مهمي به بار آورد. اين نتايج که عملاً زمينه انتخاب منطقه عملياتي غرب کارون را براي عمليات بيت‌المقدس فراهم آورد عبارتست از: 1- انهدام بخش قابل توجهي از نيروهاي دشمن. 2- آزاد‌سازي بخش مهمي از مناطق اشغالي در جنوب کشور. 3-  آزادسازي نيروهاي پدافندي خودي در مناطق اشغالي. 4- افزايش توان طرح‌ ريزي و عمليات رزمندگان اسلام.

- انتخاب منطقه عمومي غرب کارون براي آزادسازي خرمشهر و مراکز مهم و حياتي آن طي يک روند تکاملي صورت پذيرفت که در اين مرحله دشمن تدريجا منهدم شده و بويژه از نظر روحي در وضعيت به شدت بحراني قرار داشت.

- آزادسازي خرمشهر در آن مقطع زماني از اهميت فوق‌العاده‌اي برخوردار بود و لذا اين منطقه در شرايط زماني مذکور، بهترين و مهمترين منطقه جهت ادامه سلسله عمليات‌هاي آفندي بود.

خرمشهر به‌عنوان استراتژيک‌ترين نقطه در مناطق درگيري محسوب مي‌گشت که اشغال آن از يک طرف براي عراق به عنوان برگ برنده و نقطه اتکاي استراتژيک محسوب مي‌شد و از طرف ديگر براي ايران آزادسازي آن به منزله بستن راه نفوذ عراق به خوزستان و در ادعاي بي‌اساس و واهي عراق درباره آن بود.

- منطقه عملياتي عمليات بيت‌المقدس، شامل منطقه عمومي جنوب غربي اهواز و غرب رودخانه کارون است که در ميان چهار مانع طبيعي محصور است؛ از شمال به رودخانه کرخه کور، از جنوب به رودخانه اروند، از شرق رودخانه کارون و از غرب به هورالهويزه و شط العرب منتهي مي‌شود.

- اهميت استراتژيکي منطقه موجب شده بود تا آن منطقه عميقا مورد توجه فرماندهان نظامي عراق قرار بگيرد. استعداد و آرايش نيروهاي عراقي نشان مي‌داد که عراق مصمم است با تمام قوا در اين منطقه مقاومت کند؛ ضمن اينکه عمق و عرض زمين منطقه و نبودن ناهمواري امتياز براي نيروهاي عراق به شمار مي‌رفت تا با اتکا به يگان‌هاي زرهي و مکانيزه بتوانند در اين منطقه به خوبي مانور کنند.

- مهمترين محدوديتي که عراق در اين منطقه با آن روبرو بود دفاع از سرزمين نسبتاً وسيع و عريض بود در حالي که از نظر نيروي انساني دچار کمبود بود. لذا قواي خود را به تناسب نقاط استراتژيک، حياتي و مهم جفير و خرمشهر متمرکز کرده و در تدبير پدافندي خويش بيش از همه به حفظ خرمشهر و بصره اهميت داده بود.

اهداف و ماموريت:

- از ديدگاه نظامي اهداف عمليات بيت‌المقدس شامل: 1- انهدام نيروهاي دشمن و تهديد بصره به منظور وادار ساختن عراق به پرداخت خسارت جنگ. 2- آزادسازي خرمشهر با نظر به اهميت استراتژيک و سياسي آن. 3- خارج کردن شهرهاي اهواز، سوسنگرد و حميديه و جاده اهواز- آبادان از برد توپخانه دوربرد دشممن. 4- ترميم مرز بين‌المللي و آزاد کردن جاده مواصلاتي اهواز- خرمشهر. اموريت ابلاغ شده از قرارگاه مرکزي کربلا به‌عنوان قرارگاه فرماندهي عمليات به اين شرح بود:

- نيروهاي مسلح جمهوري‌اسلامي ايران متشکل از سپاه پاسداران و نيروي‌زميني ارتش ماموريت دارند که در ساعت «س» روز «ر» در منطقه عمومي جنوب رودخانه کرخه و غرب رودخانه کارون تک نموده و ضمن انهدام نيروهاي موجود دشمن و آزادسازي شهرهاي خرمشهر و هويزه خط مرز بين‌المللي را تامين نموده و از حمله مجدد احتمالي به کشور اسلامي جلوگيري نمايند. (از خرمشهر تا خونين‌شهر/ محمد دروديان / مرکز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه)

خرمشهر

شرح عمليات

- پس از جسله‌هاي مختلف و بحث و بررسي و تبادل نظر بين فرماندهان سپاه و ارتش، عبور از رودخانه‌ کارون بهترين شيوه غافلگيري انتخاب شد. چرا که دشمن گمان نميبرد که نيروهاي ايراني توان و قدرت عبور از رودخانه را داشته باشند. پس از کامل شدن طراحي عمليات سه قرارگاه قدس، فتح، و نصر تشکيل شدند و قرارگاه مرکزي کربلا فرماندهي کل عمليات را بر عهده گرفت. قرارگاه قدس ماموريت يافت در شمال منطقه عملياتي (رودخانه کرخه) به دشمن حمله کند و با مشغول نگاه داشتن عراقي‌ها در شمال منطقه عملياتي، دو قرارگاه ديگر براي عبور از رودکارون با مشکلات کمتري روبرو شوند. در اين جبهه قرارگاه قدس بايد با لشکر 5 مکانيزه و لشکر 6 زرهي عراق مي‌جنگيد. نفوذ در جبهه دشمن بدليل موانع زياد ايجاد شده توسط عراق در اين منطقه کار ساده‌اي نبود.

- قرارگاه فتح در بخش مياني ماموريت داشت تا از رودخانه کارون عبور کند و نيروهاي خود را به جاده‌ اهواز- خرمشهر که 15 تا 20 کيلومتر از رودخانه فاصله دارد برساند. زمين هموار از کارون تا جاده اهواز- خرمشهر باعث مي‌گرديد اگر دشمن اقدام به پاتک کند نيروهاي ايران به شدت آسيب‌پذير باشند. لذا قرارگاه فتح بايد در همان شب اول فاصله 15 تا 20 کيلومتري کارون تا جاده را طي مي‌کرد و پشت جاده مستقر مي‌شد.

- پايين‌تر از منطقه عملياتي قرارگاه فتح، نيروهاي قرارگاه نصر وارد عمل مي‌شدند؛ آنها بايد از کارون عبور مي‌کردند و سپس براي آزادسازي خرمشهر و رسيدن به مرزهاي بين‌المللي با دشمن درگير مي‌شدند.

عبور از رودخانه کارون و ايجاد جبهه گسترده و حمله به‌عنوان طرح عمليات به يگا‌ن‌هاي مختلف اعلام گرديد. رمز موفقيت اين طرح در غافل گيري دشمن و نيز آگاهي طراحان نظامي اين طرح از نقاط قوت و ضعف ارتش عراق بود.

- در همين ايام مردم فلسطين مورد يورش رژيم  صهيونيستي قرار گرفته بودند. به‌همين خاطر، فرماندهي قرارگاه کربلا، نام «الي‌بيت المقدس» را براي عمليات برگزيد و نيز به سبب همزماني عمليات با ميلاد حضرت اميرالمومنين(ع) رمز عمليات «يا علي بن ابي‌طالب عليه‌السلام» در نظر گرفته شد.

مرحله اول عمليات در ساعت 30دقيقه بامداد 10 ارديبهشت 1361 در غرب کارون آغاز شد. 25 دقيقه بعد از آغاز عمليات تيپ 25 کربلا، اولين يگاني بود که با دشمن درگير شد و تا ساعت 3بامداد تمامي يگان‌ها در نقاطي که در نظر گرفته شده بود، درگير شدند.

- نيروهاي قرارگاه قدس (محور شمالي عمليات) در پنج نقطه با دشمن درگير شدند. نيروهاي قرارگاه فتح بلافاصله پس از عبور از رود، در غرب کارون به انهدام دشمن پرداختند و به سرعت خود را به جاده اهواز- خرمشهر رساندند.

- نيروهاي قرارگاه نصر از همان لحظات اول عمليات درگير شدند. تاخير در پيشروي، باتلاقي بودن کناره‌هاي جاده اهواز- خرمشهر و تمرکز نيروهاي تيپ 8 مکانيزه و تيپ 6 زرهي عراق در اين منطقه، سبب شد تا قرارگاه نصر به هدف خود نرسد و جنگ به روز بکشد. در بخشي از اين جبهه، نيروها تا ساعت 3 بعد از ظهر مقاومت کردند و به ناچار تا حدودي عقب‌نشيني نمودند.

- حسن باقري (افشردي) فرمانده قرارگاه نصر بعدها در مصاحبه‌اي درباره مرحله اول عمليات گفت: «... برادران رزمنده ما توانستند آن شب (شب‌اول) در دل تاريکي با شناسايي‌هاي دقيق که قبلاً انجام داده بودند، حتي از جاده آسفالت اهواز- خرمشهر هم رد مي‌شوند و در آنجا با لشگر 3عراق که نيروي احتياط بود، درگير شده و بيش از پنجاه درصد واحدهاي آنان را منهدم کنند. اين از نظر نظامي حايز اهميت است و شايد مستشاران نظامي خارجي هم نتوانند توان و جرات چنين عملياتي را تحليل کنند. (همپاي صاعقه/ گلعلي بابايي، حسن بهزاد/ لشگر 27 محمد رسول‌الله(ص))

خرمشهر

- سرهنگ عراقي «رضا البصري» هم در خاطرات خود درباره روزهاي آغازين عمليات مي‌نويسد: توپخانه ما به شدت آنجا (کناره‌هاي رودخانه کارون) را زير آتش داشت. آنها تجهيزات خود را به سرعت، از رودخانه کارون عبور دادند و همين مساله ترس شديدي در دل سربازان ما به جاي گذاشت،» (همان).

- ساعت 30: 23 شب 16ارديبهشت، مرحله دوم عمليات آغاز شد. در اين مرحله پيشروي نيروهاي رزمنده ايراني به سوي نوار مرزي، از جاده اهواز- خرمشهر در ناحيه غرب کارون آغاز گرديد.

- همزمان با مرحله دوم، لشگر 6 عراق به محاصره و انهدام تهديد مي‌شد. در اين مرحله نيروهاي ايراني توانستند در هفده کيلومتر از نوار مرزي استقرار يابند و نيروهاي عراقي از جفير، کرخه کور، هويزه و پادگان حميد عقب‌نشيني کردند و در محور شلمچه-  خرمشهر متمرکز گرديدند، مرحله سوم عمليات در روز 19ارديبهشت 61 توسط نيروهاي قرارگاه فتح و نصر آغاز شد. حضور پرشمار نيروهاي عراقي در منطقه شلمچه و همچنين خستگي روزافزون نيروهاي خودي مانع پيشروي اساسي در اين مرحله شد. لذا نيروهاي ايراني پس از مقداري پيشروي، در سه کيلومتري خرمشهر استقرار يافتند.

در مرحله سوم اگر چه اهداف مورد نظر به‌طور کامل تأمين نشد، ولي شمار بسياري از نيروهاي عراقي منهدم شدند و اطلاعاتي نيز از چگونگي آرايش دشمن به دست آمد که مقدمه طرح مرحله چهارم عمليات بود. ؟؟؟ يکشنبه اول خرداد 1361، مرحله چهارم عمليات آغاز شد. يگان‌هاي قرارگاه فتح پس از درگيري با دشمن و پيشروي موفق شدند خود را به پليس راه خرمشهر برسانند. نيروهاي قرارگاه فجر نيز پل نو را تصرف و به سوي اروند پيشروي کردند.نيروهاي قرارگاه نصر نيز در امتداد مرز، ضمن پيشروي و پاکسازي منطقه، به سوي جنوب به حرکت در آمدند. مقاومت عراقي‌ها به ويژه در پل نو، به منظور نگه داشتن عقبه نيروهاي خود، نتيجه‌اي در بر نداشت. محاصره شهر لحظه به لحظه تنگ‌تر مي‌شد و تعداد نيروهاي عراقي که دست‌هايشان را بر سر گذارده و آماده اسارت بودند هر لحظه بيشتر مي‌شد؛ به گونه‌اي که خلبان‌ هلي‌کوپتر هوا نيروز از فراز شهر اين‌گونه گزارش مي‌کرد: «تا چشم کار مي‌کند توي خيابان‌ها و کوچه‌هاي خرمشهر، عراقي‌ها صف بسته‌اند و دست‌ها بر سر منتظر اسارتند.» در سوم خرداد 61، برخلاف تصور دشمن، رزمندگان ايران اسلامي در ساعت 13 از دروازه‌هاي غربي و شمالي و از همان محوري که دشمن وارد خرمشهر شده بود وارد شده و شهر خرمشهر پس از 575 روز آزاد شد.

- در عمليات بيت‌المقدس 5400 کيلومتر مربع از سرزمين‌هاي اشغالي ايران آزاد شد و دشمن براي اجتناب از تلفات بيشتر و حفظ ارتش خود و همچنين حفظ بصره با سرافکندگي از خاک ايران عقب نشست و به اين ترتيب پس از 9ماه از آغاز عمليات‌هاي آزادسازي، عمده مناطق اشغالي آزاد گرديد.

- عراق پيش از اين به دليل وضعيت سياسي داخلي ايران و نتايج سلسله عمليات‌هاي ناموفقي که در پاييز و زمستان سال 1359به فرماندهي بني صدر انجام گرفته بود، از نظر استراتژيکي در غفلت کامل بسر مي‌برد، تا آن جا که بسياري از مقام‌هاي عالي رتبه عراق در طول تابستان 1981ميلادي (1360ش) کاملاً متقاعد شده بودند که دولت ايران تا پايير همان سال سقوط خواهد کرد.

- پيدايش وضعيت جديد به منزله شکست استراتژي عراق مبني بر تحميل صلح با حفظ قلمرو اشغالي بود. به همين دليل بديهي بود که دولت عراق با اعلام عقب‌نشيني از ساير مواضع اشغالي، امکان افزايش حمايت جهانيان از خود و در مقابل فشار بر ايران براي تغيير موازنه سياسي نظامي به نفع خود را فراهم آورد.

خرمشهر

بازتاب عمليات بيت‌المقدس و آزادسازي خرمشهر

- راديو بي بي سي: گفته مي‌شود ارتش عراق بوسيله مين‌گذاري و ايجاد شبکه‌هاي زيرزميني و بلندي‌هايي به منظور استقرار توپخانه در خرمشهر مستقرند و کاملاً واضح است که صدام حسين قصد دارد به هر نحو ممکن از تصرف خرمشهر توسط نيروهاي ايراني، جلوگيري کند.

- با آغاز عمليات بيت‌المقدس تايمزمالي نوشت: «خرمشهر کليد پيروزي جنگ است. اين شهر نشانه‌ پيروزي عراق و مظهر مقاومت سرسختانه ايران است.»

- اهميت اين شهر چنان بود که صدام براي حفظ آن بسياري از نيروهايش را از محورهاي ديگر عقب مي‌کشيد تا خرمشهر را با چنگ و دندان حفظ کند.

- با آغاز مرحله اول و آزاد شدن قسمتي از خاک ميهن اسلامي، آژانس‌هاي خبر پراکني به تکاپو مي‌افتند تا با وارونه جلوه دادن حقيقت، پيروزي‌هاي ايران را خنثي و کم اثر جلوه دهند.

- در حالي که همه چيز حاکي از آن بود که ارتش عراق قسمت زيادي از اراضي ايران را از دست داده و راه فرار در پي گرفته، ولي رسانه‌هاي غربي با تبليغات گسترده اعلاميه‌هاي شوراي فرماندهي عراق را پخش کرده و کمترين اشاره‌اي به پيروزي‌هاي ايران نمي‌کنند. حتي مدعي مي‌شوند که ادعاهاي پيروزي ايران واقعيت نداشته و شواهد چنين چيزي را نشان نمي‌دهد.

- در آستانه ورود قواي ايران به خرمشهر بخش فارسي راديو بغداد مکرر اعلام مي‌کند: «دفاع از خرمشهر دفاع از بصره است و آبروي امت عربي در گرو دفاع از خرمشهر است. اين راديو تلاش مي‌کند سربازان وحشت زده عراقي را به مقاومت وادار کند.»

- راديو بي بي سي: «حوادث چند روز اخير ديگر نمي‌گذارد ادعاهاي عراق داير بر عقب‌نشيني طبق برنامه، سرپوشي بر دامنه شکست اين کشور به شمار مي‌آيد. ظرف دو ماه گذشته تقريباً تمام قوايي که در خوزستان موضع گرفته بودند، مجبور به عقب‌نشيني شدند. سقوط سريع خرمشهر به خصوص باعث سرافکندگي عراق گشته است. طبق تخصيص، 30 الي 40 هزار سربازان از اين شهر دفاع مي‌کردند و فاصله آن تا مرز چند کيلومتري بيشتر نبوده است.»

- عکس‌العمل کشورها در برابر پيروزي رزمندگان اسلام، علاوه براينکه نشان دهنده غافل‌گيري آنها و هم‌چنين عدم درک روشن آنها از ناتواني آنها بود، بر اين مهم نيز دلالت داشت، که طي مراحل مختلف جنگ و عمليات، قابليت‌ها و توانايي‌هاي غير منتظره‌اي از رزمندگان اسلام بروز کرده است.

- تحليل محافل کارشناسي، ناظران، شخصيت‌ها و مقام‌هاي رسمي کشورها در مورد روند جديد در جنگ، نمايانگر نوعي غافل‌گيري و اظهار شگفتي همراه با نگراني بود.

- همه نظرها و تحليل‌هاي ارايه شده بر اين نکته تاکيد داشت که پيروزي ايران درعمليات بيت‌المقدس به عنوان نقطه عطف، مي‌تواند سرنوشت جنگ را تعيين کند چنانکه روزنامه‌ گاردين چاپ انگليس اين پيروزي را نقطه عطفي در جنگ ميان کشور دانست. و روزنامه لوموند چاپ فرانسه نيز بر اين مسئله تاکيد کرد که نبرد خرمشهر سرنوشت جنگ را تعيين خواهد کرد.

خرمشهر

- خبرگزاري آسوشيتدپرس سقوط خرمشهر را شکستي توهين‌آميز و واقعي براي دولت صدام در جنگ 20ماهه ارزيابي کرد. راديو لندن نيز به نقل از کارشناسان، پيروزي در خرمشهر را به عنوان يکي از بزرگترين پيروزي‌هاي ايران بر شمرد. روزنامه نيويورک تايمز نيز عقب‌نشيني عراق را به عنوان بزرگترين شکست براي عراق در طول جنگ ذکر کرده است.

- در ساير تحليل‌هايي که در مورد آثار ناشي از شکست عراق در عمليات بيت‌المقدس مطرح مي‌شد، به موضوعاتي همچون تحقير ارتش عراق، از دست دادن مهم‌ترين و بزرگترين انگيزه عراق‌ها، در تير رس قرار گرفتن مناطق نفت‌خيز عراق و توانايي ايران براي پيشروي به مرز داخل خاک عراق اشاره شده است.

- درباره ريشه‌يابي علل برتري نظامي ايران بر عراق و دستيابي نيروهاي ايران به پيروزي‌هاي درخشان، روزنامه لوس آنجلس تايمز نوشت: «استراتژي نظامي ايران بر عراق برتري داشته و ايرانيان حملات خود را با نيروي زياد برصف عراق‌ها در خوزستان وارد آورده‌اند. علاوه بر اين ايرانيان داراي روحيه ايثار و از خودگذشتگي و ميل به شهادت بوده و با شوقي انقلابي براي آزادي سرزمين‌هايشان مي‌جنگند و در مقابل، سربازان عراقي اعتماد به نفسشان را از دست داده‌اند.»

- روزنامه واشنگتن پست عامل پيروزي ايرانيان را شيوه حملات زميني ايران و تکميل آن در مراحل مختلف دانست و تاکيد کرد، عراق‌ها هنوز ياراي فراگيري آن را ندارند. مجله آلماني اشپيگل نيز روحيه شهادت‌طلبي و تعصب را عامل پيروزي‌هاي اخير ايران دانست و مجله پاکستاني مسلم بر نقش ايمان و قدرت روحي تاکيد کرد.

- در نخستين بررسي‌هاي ريشه‌يابي علل دست‌يابي ايران به پيروزي سريع، آنچه بيش از هر عاملي ديگر مورد توجه قرار گرفت، موقعيت جديد نظامي ايران و برتري آن بر عراق بود. نتايج ناشي از اين شکست مي‌توانست تأثيرات کاملاً آشکار و تعيين کننده‌اي را در داخل عراق و در سطح منطقه داشته باشد.

- روزنامه الاهرام چاپ مصر به نقل از کارشناسان نظامي، در مورد موقعيت عراق در جهان عرب و تأثير رخدادهاي جنگ بر منطقه نوشت: «عراق در دروازه شرقي جهان عرب قرار دارد و نتايج آنچه که در آن منطقه روي مي‌دهد با سرعتي سرسام آور در سراسر منطقه عربي منعکس مي‌شود. در جاي ديگر همين روزنامه آمده است: «شکست عراق نه تنها موجب سقوط دولت و اشغال خاک اين کشور خواهد شد، بلکه اين به نوبه خود فاجعه بزرگي است و به سقوط پي در پي دولت‌هاي خليج‌فارس مي‌انجامد.»

- خبرگزاري آسوشيتدپرس در منامه نيز با بررسي تأثيرات آزادي خرمشهر بر وضعيت سياسي عراق و منطقه گزارش داد: «سقوط اين شهر (خرمشهر) به دست ايراني‌ها سبب بهم ريختن رژيم صدام حسين و بروز مشکلاتي در ساير نقاط خليج فارس خواهد شد.» توانايي نظامي ايران موجب تحول در صحنه نبرد شده و تاثيرات احتمالي آن در حوزه سياسي در داخل عراق و در سطح منطقه مورد بررسي و توجه ناظران قرار گرفت. به اين معنا، پيدايش نتايج ناشي از اين وضعيت بيان‌گر منطق حاکم بر تغيير ماهيت جنگ بود.

- در حاليکه تصور مي‌شد تجاوز نظامي عراق پايان بخش حيات سياسي نظام انقلابي ايران خواهد بود، روند تحولات جنگ، اوضاع را به گونه‌اي تغيير داد که سرنوشت سياسي صدام و تداوم بقاي دولت حاکم بر بغداد، در معرض ابهام و ترديد قرار گرفت.

- پيدايش وضعيت جديد منجر به تغيير مواضع عراق، افزايش نگراني آمريکا و اتخاذ مواضع و سياست‌هاي جديد در منطقه و برخورد با ايران و همچنين افزايش حمايت و گسترش تحرکات ديپلماتيک کشورهاي عرب پشتيبان عراق شد. در اين حال دولت عراق بر اثر درماندگي در برابر وضعيت جديد، به طور تلويحي نقش و موقعيت خود براي آمريکا و نيز جنگ نيابتي عليه ايران را يادآوري مي‌کرد.

خرمشهر

- خبرگزاري آسوشيندپرس در گزارشي اعلام کرد که عراقي‌ها ادعا مي‌کنند براي جلوگيري از گسترش انقلاب اسلامي (بنيادگرايي) ايران به عراق و کشورهاي طرفدار غرب و کشورهاي نفت‌خيز حوزه  خليج‌فارس از جمله عربستان و کويت، با اين کشور مي‌جنگند. اين اعترافات عراقي‌ها به نقش خود در تامين منافع غرب و کشورهاي منطقه در حالي بيان مي‌شد که دولت عراق براي خروج از وضع بحراني پيش آمده به پشتيباني و حمايت دوستان غربي و منطقه‌اي خود نياز داشت.

- عراقي‌ها برخلاف مواضع قبلي خود- قبل از جنگ و قبل از شکست در تلاش براي تجزيه ايران و لغو قرارداد 1975الجزاير- در وضعيت جديد اعلام کردند که هيچ‌گونه نظر توسعه طلبانه‌اي به خاک ايران ندارند. در واقع اين موضع گيري‌ها در اثر وضعيت نامطلوبي بود که بعد از فتح خرمشهر گرفتار آن بود. و بي‌گمان تاکيد عراق بر پايان دادن به جنگ و اتخاذ مواضع صلح‌جويانه مي‌توانست موقعيت سياسي اين کشور را بهبود بخشد.

راين مقطع در حاليکه عراق ادعاي صلح‌طلبي مي‌کرد جزيره خارک توسط هواپيماي عراقي بمباران شد و لذا اين اقدام عراق را بايد در چارچوب سياست‌هاي جديد آمريکا و به عنوان تهديد عليه ايران ارزيابي کرد.

خرمشهر

نگراني آمريکا و استراتژي جديد

- تغيير توازن در منطقه مهم‌ترين نتيجه‌اي بود که در صورت پيروزي ايران بر عراق، ايجاد مي‌شد. پيدايش اين وضعيت، اساساً با منافع حياتي آمريکا در منطقه مغايرت داشت و به همين دليل وزير دفاع وقت آمريکا (کاسپارواينبرگر) به‌طور رسمي اعلام کرد. «پيروزي ايران در جنگ عراق به نفع امريکا نخواهد بود.»

- مهار نتايج و تأثيرات پيروزي‌هاي نظامي ايران و جلوگيري از سقوط احتمالي حکومت بعث عراق، هسته مرکزي و محور ثقل تلاش‌هاي آمريکا در آستانه فتح خرمشهر و پس از آن بود. در چنين  اوضاعي آمريکايي‌ها تحولات ناشي از پيروزي‌هاي اخير ايران را حتي از درگيري حل نشده اعراب و اسرائيل، بالقوه خطرناکتر و مهم‌تر ارزيابي مي‌کردند.

- تمايل آمريکا به برقراري آتش‌بس به معني پايان عادلانه جنگ نبود. بلکه اساساً ادامه جنگ و پيروزي ايران بر عراق برضد منافع آمريکا بود و تنها راه تامين منافع آمريکا، پايان جنگ بودن برتري ايران بود.

- در اين مرحله، تلاش‌هاي ديپلماتيک آمريکا با هدف کنترل پيروزي‌هاي ايران و حمايت از عراق طي تماس با برخي کشورهاي عربي آغاز شد. آمريکايي‌ها همچنين در تماس با کشورهاي اسلامي ضرورت مهار فعاليت‌هاي نظامي ايران را يادگيري‌آور شدند.

- کمک‌هاي آمريکا  به عراق در اين مرحله علاوه بر حذف نام عراق از فهرست کشورهاي به اصطلاح تروريست، شامل لغو تحريم فروش تجهيزات به عراق، توافق براي برقراري روابط ديپلماتيک، ترغيب مصر براي کمک نظامي به عراق، ترغيب کشورهاي عرب به افزايش کمک مالي و حمايت سياسي از عراق و کمک اطلاعاتي آمريکا به عراق بود.

- حمايت‌هاي آمريکا از عراق با هدف افزايش اعتماد به نفس عراق براي حفظ و مهار اوضاع در برابر ايران، انجام گرفت که نتايج مهمي براي اين کشور در پي داشت. 

معجزه بزرگ (تحليل مقام معظم رهبري از آزاد سازي خرمشهر)

رهبر

واقعه خرمشهر از دور فقط يک حادثه تاريخي است که براي ملت ايران هيجان آور و افتخارآميز است؛ ولي از نزديک، اين قضيه شبيه يک معجزه بزرگ بود. وقتي رژيم عراق با تشويق دولتهاي دشمن انقلاب به مرزهاي ما حمله کرد، هدفگيري دقيق کرده بود. خرمشهر، قدم اول و بسيار موثر از اين هدفگيري بود. هدف آنها به طور خلاصه اين بود: با خود فکر کرده بودند با پيروزي انقلاب، ايران اولاً نيروي مسلحي ندارد که از مرزها دفاع کند؛ ثانياً سامان اداري و اجتماعي درستي ندارد تا بتواند به دفاع از کشور و منافع ملي بپردازد؛ ثالثاً در دنيا انقلاب طرفداري ندارد. يک طرف آمريکا بود، دشمن پر از حقد و کينه عليه انقلاب- چون انقلاب سلطه آمريکا را بر اين کشور از بين برده بود، بنابر اين از غضب و کينه بر انقلاب و نظام اسلامي پر بودند- يک طرف هم شوروي سابق بود؛ آن هم با دلايل ديگري عليه انقلاب اسلامي. اين دو ابرقدرت که در دهها مساله با هم اختلاف داشتند، در دشمني با ايران با يکديگر اتحاد کلمه داشتند و هر دو به رژيم عراق صميمانه و با همه وجود کمک و از آن دفاع مي کردند! ناتو و قدرتهاي اروپايي به عراق کمک کردند؛ هواپيما دادند، بمب دادند، تانک دادند، وسايل شيميايي دادند، هليکوپتر دادند، موشک دادند. اروپاي شرقي نيز که آن روز زير سيطره حکومت شوروي و وابسته به آن بود.هر چه عراق مي خواست، به او داد. بنابراين يک طرف عراق بود با حمايت آمريکا و شوروي و ناتو و ورشو- که همان پيماناروپاي شرقي و کشورهاي بلوک کمونيست بود- و همچنين دولتهاي عربي منطقه که پول و سلاح و امکانات و مشاور نظامي و هرچه دولت بغداد براي رسيدن به هدفهاي خود در اين حمله احتياج داشت، بي دريغ در اختيار او قرار مي دادند؛ يک طرف هم نظام جمهوري اسلامي بود...

در قدم اول، نيروهاي عراقي پيشرفتهايي کردند و تا سيزده چهارده کيلومتري اهوازه هم رسيدند؛ اما وقتي خواستند به خرمشهر- که مرز نزديکتر بود- حمله کنند،دچار مانع شدند. علت هم اين بود که نيروهاي مردمي، جوانان مومن و مرد و زن انقلابي وارد ميدان شدند؛ يعني در اين جا انقلاب شروع کرد خود را نشان دادن؛ بنابراين دشمن نزديک اهواز زمينگير شد.آن جا نيروهاي مسلح و ارتش و نيروهاي مردمي پشت سر هم مثل کوه در مقابل دشمن ايستادند و اين اولين تو دهني اي بود که به آنها زده شد.اما غم، دل ملت ايران را گرفته بود؛ چون هزاران کيلومتر از خاک کشور زير چکمه دشمن قرار داشت. بنده در ماههاي اول جنگ، در همان مناطق بودم؛ هم وضع مردم و هم وضع نيروهاي مسلح را مي ديدم. نيروهاي مسلح، عاغزم و جازم بوند؛ اما غم سنگيني بر دلشان نشسته بود. بتدريج عظمت نيروهاي مردمي، خود رانشان داد. سپاه پاسداران به سرعت خود را سازماندهي کرد و نيروهاي مردمي و بسيج مردمي بتدريج سازمان پيدا کردند؛ يعني جوهر انقلاب و ايمان در اين ميدان خطر، خود را در اراده و عمل و قدرت مديريت انسانها نشان داد.

دنياي سياسي- مثل سازمان ملل و امثال آن- با ما چه کرد؟ دنيا از همه طرف فشار آورد که بنشيند با عراق مذاکره کنيد و جنگ و مقاومت را متوقف سازيد. اين يکي از نقاط عبرت است؛ جوانان ما روي اين نقاط خيلي تکيه کنند. ما دولت تازه کاري داشتيم که دو سال روي کار آمده و با چنين حمله سنگيني مواجه شده بود و دشمن در هزاران کيلومتر زمين ما، از جنوبي ترين نقطه تا شمالي ترين نقطه همسايگي با عراق، مستقر شده بود؛ اما در اين حال به ما مي گفتند بياييد مذاکره کنيد! مذاکره از موضع ضعف و ذلت و همراه با دست پر حريف در چانه زني. آن روز اگر مذاکره صورت مي گرفت – که يک عده از سياسيون، همان روز به امام فشار مي آوردند که بنشينيد مذاکره کنيد- مطمئناً عراق از بخش عمده خاک ما خارج نمي شد و تا امروز خوزستان و خرمشهر و شايد بسياري از مناطق ديگر همچنان زير چکمه نيروهاي متجاوز در خاک ماست و با دست پر ما را تهديد مي کند، ما مذاکره نمي کنيم. مذاکره آن وقتي صورت مي گيرد که دشمن از تمام خاک ما خارج شود. امروز عده اي ناجوانمردانه اين حقيقت را نديده مي گيرند. آن روز عده اي، از جمله همان روسياهان فراري از کشور که امروز به دامن آمريکا و اروپا و جاهاي ديگر پناه برده اند، از طريق محافل سياسي و روزنامه ها و راديو و تلويزيون- که در دست آنها بود- مرتب فشار مي آوردند که امام بايد مذاکره کند. هياتهاي بين المللي هم مرتب به ايران مي آمدند و مي گفتند مذاکره کنيد. امام با الهام از همان بينش روشن، ايمان راسخ، توکل به خدا و قدرت اراده ايستاد و گفت اگر ما توانستيم سرزمينهاي خود را پس بگيريم، آن گاه وقت مذاکره است؛ امروز وقت مذاکره نيست؛ عملاً هم همين طور شد.

در چنان شرايطي که غم، دلها را فرا گرفته و رجز خوانيهاي عراق همه دنيا را پر کرده بود، نيروهاي ما از کمترين امکانات مادي برخوردار نبودند. اين که مي گويم کمترين امکانات مادي، يک حقيقت است. من فراموش نمي کنم، يکي از سرداران و فداکاران آن روز- که امروز بحمدالله در همين جلسه حضور دارند- به اتفاق چند نفر در اهواز پيش ما آمدند و چند قبضه خمپاره انداز مي خواستند تا بتوانند قدري در مناطق جلوتر ايستادگي و مبارزه کنند؛ اما کسي نبود به اينها اين چند قبضه خمپاره انداز را بدهد! ما براي سيم خاردار و گلوله و آر.پي.جي مشکل داشتيم؛ تانک و نفربر و امثال اينها که به جاي خود، آنچه در اختيار ملت ايران بود، عبارت بود از يک اراده قوي و نشاط همه جانبه که برخاسته از ايمان و آگاهي بود. اين که امام فرمودند«خرمشهر را خدا آزاد کرد» يعني اين ...

بعضي خيال مي کنند وقتي گفته مي شود تکيه به ايمان و ايثار، معنايش اين است که خود را براي فدا شدن آماده کنيد؛ نه. تکيه به ايمان و ايثار معنايش اين است که با ايماني که در دل انسان وجود دارد و با اتکال و اتکايي که به خدا هست، همه نيروهاي انسان به کار بيفتد.اين نيروها مي توانند علم بيافرينند، تجربه بيافرينند، توليد کنند و پيچيده ترين صنعتها را به وجود آورند؛ همچنان که به وجود آوردند. ما از اول انقلاب هر جا به ايمان خود تکيه و به احکام اسلام عمل کرديم، پيروز شديم؛ چه در جبهه علم، چه در جبهه سياست، چه در کارهاي اقتصادي و چه در کارهاي نظامي. آن جايي که شکست خورديم و پا در گل مانديم و ضعيف شديم، وقتي بوده است که از اسلام فاصله گرفته ايم.اين را دشمن خوب فهميده است.

دشمن راز پيروزي ما در خرمشهر و خرمشهرها را به چشم ديد و فهميد اين ملت اگر پرچم اسلام و ايمان را برافراشته نگهدارد، در همه ميدانها پيروز خواهد شد؛ بنابر اين سعي کردند اين پرچم را سرنگون کنند. امروز همه تلاش آمريکا و دستگاه و جبهه استکبار اين است که عنصر قدرت و قوت و مقاومت را از ما بگيرد، يعني مي خواهد ايمان و اتکاء به نفس و اميد واتحاد را در ما تضعيف کند. ملتي که ايمان و اتحاد نداشته باشد و نسبت به آينده مأيوس باشد، پيداست که در همه ميدانها شکست خواهد خورد؛ در سياست هم شکست مي خورد، در اقتصاد هم شکست مي خورد، در سازندگي کشور هم شکست مي خورد. آنها مي خواهند اينها را از ما بگيرند. اولين ضربه اي که مي زنند اين است که ملت را از خود مايوس کنند ...  

  
نویسنده : صادق ; ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ خرداد ،۱۳۸٦