:::::::::::::::::ويژه شب های هدر(شب قدر و مناجات عاشقان):::::::::::::

شب قدر

- ما قرآن را، در شب قدر، فرو فرستاديم.

تو شب قدر را چگونه شبي مي‌داني؟

شب قدر، از هزار ماه بهتر است.

در آن شب فرشتگان و روح (جبرئيل)، به اذن خدا، همه فرمان‌ها و سرنوشت‌ها را فرود مي‌آورند.

آن شب، تا سپيده دمان، همه، سلام است و سلامت.

ما را هم دعا کنیدصلوات یادتون نره

آيا كدامين شب؟

اين امر بزرگ چيست؟ و اين شب كدام است؟

آن شب فرخنده، كه قرآن فرود آمده است، چه شب است؟

آن شب كه از هزار ماه بهتر است، كدام لحظات گرانقدر است؟

آن شب، كه فرشتگان فرود مي‌آيند، و روح (جبرئيل)(1) نيز فرود مي‌آيد، كدامين است؟

آن شب، كه فرمان‌ها و تقديرها را به زمين مي‌آورند، و بر طبق حكمت بر مي‌نهند، و معين مي‌دارند؟ …

آن شب، كه تا سپيده دمان، همه آنات و لحظات آن، درود است و سلام، و رحمت است و سلامت، و ايمني است و فرخندگي؟…

اين واقعيت بزرگ، كه با "فعل مضارع" بيان شده است، و استمرار را مي‌رساند چيست: "تنزل الملائكة و الروح …" فرشتگان و روح، همي فرود آيند، و همي فرود آيند، به كجا؟

آري، فرشتگان و روح، در هر سال، در شب هنگام "قدر" پيوسته فرود آيند، و به "اذن خدا"، هر "امري" و "تقديري" را فرود آورند… اين امر چگونه است؟ اين فرشتگان نزد چه كسي مي‌روند، و فرمان‌ها و تقديرها را به چه كسي مي‌سپارند؟ آنجا كه روح بزرگ فرود مي‌آيد كجاست؟ و آن آستان مقدس، و مطلع نور، و مركز ناموس، كه "كل امر"، به همراه فرشتگان، به جانب آن فرود آورده مي‌شود، كدام آستان است؟ در شب قدر، فرودگاه فرشتگان آسمان، در كدام سرمنزل قدس، و مهبط مطهر است؟

شب قدر است و طي شد نامه هجر

آن شب، كه بايد شكوائيه هجران را در نورديد، و به اميد وصل و ديدار بيدار نشست، و از جام طهور "سلام"، تا "مطلع فجر"، سرمست بود، كدام شب است؟

آن شب، كه شاعر حافظ قرآن، با الهام گرفتن از قرآن، آن شب را "شب وصل" مي‌نامد، و نامه هجران را، در آن شب، طي شده و پايان يافته مي‌خواند، كدام شب نوراني و دل افروز است؟ شبي كه بايد در عاشقي ثابت قدم بود، در طلب كوشيد، و بيدار ماند و ديدار جست و احيا گرفت، و به نيايش پرداخت، و كار خير كرد، و صالحات به جا آورد، و به نيازمندان رسيد، و دانايي طلبيد، و مذاكره علم كرد؟(2) شبي كه در آن، كاري بي‌اجر نخواهد ماند؟ شبي كه بايد به ياد روي آن محبوب عزيز، و آن يار آواره از ديار، و پنهان رخسار، با دردمندي‌هاي عاشقانه ناليد، و ديدار روي او را از خداي طلبيد؟ … كدام شب عزيز است؟

شبي در هر سال

چنانكه از آيه‌هاي "سوره قدر"(3)، بروشني فهميده مي‌شود، در هر سال شبي هست، كه از هزار ماه – به ارزش، و قدر و فضيلت – برتر است.(4) و اين شب، در هر سال، هست. و در هر سال، يك شب، شب قدر است. در اين شب، فرشتگان به همراه بزرگ خويش (روح) به زمين مي‌آيند، و هر امر و فرمان و تقديري، كه از سوي خدا معين شده است – براي يك سال، تا شب قدر سال آينده – فرود مي‌آورند.

آنچه از احاديثي كه در تفسير اين سوره، و تفسير آيات آغاز سوره "دخان" و جز آن رسيده است، فهميده مي‌شود، اين است كه فرشتگان در شب قدر مقدرات يك ساله را به نزد "ولي مطلق زمان" مي‌آورند، و بر او عرضه مي‌دارند و به او تسليم مي‌كنند. اين واقعيت، همواره، بوده است و خواهد بود. در روزگار پيامبر اكرم، محل نزول فرشتگان شب قدر، آستان مصطفي صلي الله عليه و آله بوده است. اين امر مورد قبول همگان است. امر ديگري كه مورد قبول است اين است كه پس از پيامبر اكرم نيز "شب قدر" هست، چنانكه در "قرآن كريم"، در "سوره قدر" و "سوره دخان" بروشني ذكر شده است، كه شب قدر، در هر سال هست، رشيد الدين ميبدي، مفسر معروف سني، مي‌گويد:

برخي گفته‌اند: اين شب قدر، به روزگاران پيامبر صلي الله عليه و آله بود، و سپس از ميان رفت. اما چنين نيست، زيرا كه همه اصحاب پيامبر و علماي اسلام معتقدند كه شب قدر، تا قيام قيامت، باقي است.(5)

شيخ طبرسي نيز، در اين باره، روايتي از ابوذر غفاري نقل مي‌كند:

- از ابوذر غفاري روايت است كه گفت: به پيامبر خدا گفتم: اي پيامبر! آيا شب قدر و نزول فرشتگان، در آن شب، تنها در زمان پيامبران وجود دارد، و چون پيامبران از جهان رفتند، ديگر شب قدري نيست (پيامبر فرمود: "نه، بلكه شب قدر، تا قيام قيامت هست."

درباره اين امر شناختي مهم، احاديث متعدد رسيده است، و اين موضوع عظيم قرآني، مورد تشريح و توضيح قرار گرفته است. از اين جمله است حديث ديگري، كه در كتاب "اصول كافي" نقل شده است. در اين حديث، از قول امام جعفر صادق عليه السلام چنين آمده است:

علي عليه السلام بسيار مي‌فرمود، كه هر گاه دو تن از اصحاب نزد پيامبر صلي الله عليه و آله بودند، و آن حضرت سوره "انا انزلناه" را با خشوع و گريه تلاوت مي‌كرد، مي‌گفتند: چقدر در برابر اين سوره حساسي؟ مي‌فرمود: "اين حساسيت براي چيزي است كه چشمانم ديده است، و جانم نيوشيده است. و پس از من، جان اين مرد (اشاره به علي) خواهد نيوشيد". مي‌پرسيدند: تو چه ديده‌اي، و او چه خواهد ديد؟ پيامبر صلي الله عليه و آله در پاسخ آنها روي خاك مي‌نوشت: "تنزل الملائكة والروح فيها باذن ربهم من كل امر. در شب قدر فرشتگان و روح، به اذن خدا، هر امري (و تقديري) را فرود مي‌آورند". آنگاه مي‌فرمود: "پس از اين كه خداي متعال فرموده است: "من كل امر"، (هر امري)، آيا چيز ديگري باقي خواهد ماند؟" مي‌گفتند: نه … (7)

صاحب شب قدر

هنگامي كه در شناخت قرآني، به اين نتيجه مي‌رسيم كه "شب قدر" در هر سال هست، بايد توجه كنيم كه پس "صاحب شب قدر" نيز بايد هميشه وجود داشته باشد – چنانكه در احاديث آمده است(8) – وگرنه فرشتگان بر چه كسي فرود مي‌آيند؟ و كتاب تقدير را نزد چه كسي مي‌گشايند؟ و مجاري امور را، به اذن خدا، به چه كسي مي‌سپارند؟

هدايت و ولايت "تكويني"، از هدايت و ولايت "تشريعي" جدا نيست. عكس اين قضيه نيز صادق است. پس چنانكه "قرآن كريم" تا قيام قيامت هست و "حجت" است، صاحب شب قدر نيز همواره هست و همو "حجت" است. و پس از رحلت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله، اين مقام، از آن جانشينان پيامبر است. و همين دو واقعيت بزرگ است (يعني: وجود شب قدر در هر سال، و وجود صاحب شب قدر در هر عصر)، كه امام علي بن ابيطالب عليه السلام، از آنها، اين چنين ياد مي‌كند:

شب قدر، در هر سال هست. در اين شي امور همه سال (و تقديرها و سرنوشت‌ها) فرو فرستاده مي‌شود، پس از درگذشت پيامبر صلي الله عليه و آله نيز، اين شب، صاحباني دارد …

بسيار جالب توجه است كه عالمان اهل سنت نيز، در مواردي اين حقايق را به صراحت گفته‌اند، از جمله در شرح "حديث ثقلين".(10) حديث ثقلين، حديث مشهور و متواتري است، كه صدها مدرك سني و شيعه آن را نقل كرده‌اند و يكي از مسلم‌ترين حقايق اسلامي و احاديث نبوي است. پيامبر اكرم، در اين حديث شريف، مي‌فرمايد:

- من، در ميان شما امت، دو شئ گرانقدر مي‌گذارم و مي‌روم، تا هنگامي كه به آن هر دو چنگ زنيد (و از هر دو با هم و در كنار هم پيروي كنيد)، گمراه نخواهيد شد. يكي از اين دو، كتاب خداست و عترت من (ائمه طاهرين عليهم السلام).(11)

درباره اين حديث، عالمان و محققان اهل سنت، بيانات بسيار مهمي دارند. در اينجا، به عنوان نمونه، يكي از آن بيانات را مي‌آورم. محدث معروف، ابن حجر هيثمي مكي شافعي، مولف كتاب‌هايي چند، از جمله "الصواعق المحرقه"، مي‌گويد:

- احاديثي كه از پيامبر رسيده است و در آنها تأكيد شده است بر پيروي از خاندان پيامبر و چنگ زدن به هدايت آنان مي‌فهماند كه هميشه، تا قيام قيامت، كسي از خاندان پيامبر وجود دارد كه شايسته رهبري و هدايت است، چنانكه قرآن نيز تا به قيامت راهبر و هادي است. و براي همين (كه هميشه كسي از ايشان در جهان هست)، آنان سبب ايمني و بقايند براي اهل زمين …

واقعيت بزرگ و محتواي سترگ است كه علامه مجاهد، و مرزبان حماسه جاويد، حضرت ميرحامد حسين نيشابوري هندي نيز آن را يادآور مي‌شود. وي مي‌گويد:

حديث ثقلين چنانكه برهان با هر امامت ائمه اثناعشر – سلام الله عليهم – عموما، و سلطان قاهر خلافت بلافصل جناب اميرالمؤمنين – عليه السلام – خصوصا مي‌باشد … همچنين اين حديث شريف، دليل واضح امامت امام دوازدهم – عليه السلام – و حجت قائمه وجود و بقاي آن امام عصر – عجل الله طهوره – نيز هست، زيرا كه اين حديث شريف، بلاشبهه، دلالت بر موافقت و ملازمت كتاب و عترت، تا به قيام قيامت … دارد. پس چنانكه قرآن مجيد، تا به يوم آخر، باقي است، همچنين از عترت معصومه جناب رسالت مآب صلي الله عليه و آله، كسي كه امام زمان، و حجت وقت باشد، بقاء او لازم و حتمي است.(12)

علامه ميرحامد حسين، سپس ياد مي‌كند كه گروهي از دانشمندان و حافظان حديث و بزرگان اهل سنت، به اين حقيقت، تصريح كرده‌اند، و در توضيح "حديث ثقلين"، به اين امر عظيم توجه كرده‌اند، دانشمندان و حافظاني چون:

شهاب الدين دولت آبادي در كتاب هداية السعداء.

نور الدين سمهودي در كتاب جواهر العقدين.

شهاب الدين ابن حجر هيثمي مكي در كتاب صواعق المحرقه.

كمال الدين جهرمي در كتاب براهين قاطعه.

عبدالرؤوف مناوي در كتاب فيض القدير.

ابو عبدالله زرقاني مصري در كتاب شرح المواهب اللدنيه.

احمد بن عبدالقادر عجيلي در كتاب ذخيره المآل.

مولوي حسن زمان در كتاب قول مستحسن.(13)

من، پيش از نقل سخنان علامه ميرحامد حسين هندي، گفته ابن حجر هيثمي را، در توضيح حديث ثقلين، از كتاب "عبقات" نقل كردم.(14) و آن، نمونه‌اي است از گفته‌هاي دانشمندان ديگر اهل قبله.

باري، سخن درباره شب قدر بود. در فصل آينده، درباره اهميت "شب قدر"، از نظرگاه دو قانون عظيم حاكم بر كاينات، سخن خواهيم گفت، يعني: "قانون وساطت در فيض"، و "قانون اجمال و تفصيل در خلق و تقدير". در اينجا همين اندازه تأكيد مي‌كنم كه مسئله "تداوم تقدير"، و "تداوم مجري تقدير"، مسئله‌اي حتمي و قانوني الهي است. و قانون‌هاي الهي، هرگز تبديل نمي‌پذيرد، و تغيير نمي‌كند.(15) اين دو واقعيت توامان و هميشگي است، همواره بوده است و هست و خواهد بود.

در اين مقام، از حضرت ابن الرضا، امام جواد عليه السلام تعليمي رسيده است. خوب است خلاصه آن تعليم را، در اين مقام بياوريم، كه بيان ولوي همين حقيقت حقه، و واقعيت ثابته است:

خداوند متعال، شب قدر را، در ابتداي آفرينش دنيا آفريد. همچنين در آن شب، نخستين پيامبر و نخستين وصي را آفريد. در قضاي الهي چنان گذشت كه در هر سال شبي باشد، كه در آن شب، تفصيل امور و مقدرات يك ساله فرود آيد …

بي‌شك پيامبران با شب قدر در ارتباط بوده‌اند. پس از پيامبران نيز، بايد حجت خدا وجود داشته باشد. زيرا زمين از نخستين روز خلقت خود تا آخر فناي دنيا، بي‌حجت نخواهد بود. خداوند در شب قدر، مقدرات را به نزد آن كس كه اراده فرموده است (وصي و حجت) فرو مي‌فرستد. به خدا سوگند، روح و ملائكه در شب قدر، بر آدم نازل شدند و مقدرات امور را نزد او آوردند و حضرت آدم در نگذشت مگر اين كه براي خود وصي و جانشين تعيين كرد. همه پيامبراني كه پس از آدم آمدند نيز، بر هر كدام، در شب قدر، امر خداوند نازل مي‌گشت و هر پيامبري، اين مرتبت را، به وصي خويش مي‌سپرد… (16)

در اين حديث شريف و تعليم بزرگ – كه تنها بخشي از آن آورده شد – نكته‌هاي مهم چندي است، كه از نظر شناخت و معرفت، در خور توجه بسيار و فراگيري عميق است. و شناخت واقع وجود و ماهيت جهان و روابت كائنات و قوام ماهوي حقايق، بدون اين معرفت‌ها و معرفت اين نهادها و پيوندها، جز شناختي پيوسته‌اي و قشري نخواهد بود، چنانكه "قرآن كريم" درباره علم‌هاي كساني كه از اين حقيقت‌ها بي‌اطلاعند، فرموده است:

يعلمون ظاهرا" من الحياة الدنيا … (17)

- اينان، تنها صورتي ظاهري، از جهان و زندگي جهان، مي‌شناسند.

البته شناخت ظاهر اشياء و جهان، منافات ندارد با پي‌بردن به خواص پاره‌اي از اجسام و فلزات و تركيبات شيميايي و معادن، و اطلاع يافتن از مقداري از كهكشان‌ها… و اختراع برخي وسايل رفاهي و مسافرتي و جنگي و پزشكي و اطلاعاتي و كيهان نوردي. اينها نيز – به گونه‌اي – هنوز همان صورت ظاهر است، در قياس با درك حقايق. باري، سخن درباره نكته‌هايي بود، كه در حديث مذكور، آمده است. در اينجا به پنج نكته اشاره مي‌كنيم:

1- ضرورت وجود نظم و تقدير، تا جايي كه نخستين چيزي كه از اين جهان آفريده مي‌شود، شب قدر است – يعني: ظرف زماني تقدير و تنظيم امور.

2- ضرورت وجود اجرا كننده، به گونه‌اي كه مي‌بينيم همراه ظرف زماني تقدير، دست اجرا كننده نيز پديدار مي‌گردد.

3- ضرورت وجود حجت، در جريان امور، كه همان اجرا كننده مقدورات است به اذن خدا، و خليفه خداست: پيامبر، يا وصي پيامبر.

4- ضرورت واسطه فيض، در پيوند باطني عالم، كه همان ولي و حجت است، و وجود او مقدم است بر ديگران.

5- ضرورت تداوم سنت‌هاي الاهي تاريخ، و استمرار آنها، بي‌وقفه و بي‌گسست، تا هنگامه رستاخيز و قيام قيامت.

پس مي‌نگريم كه شب قدر و تقدير، از نخستين هنگام آفرينش اين جهان بوده است، و در امت‌هاي پيش از ما نيز مورد توجه قرار داشته است. گفته‌اند: امت‌هاي پيشين نيز در طلب شب قدر بوده‌اند، و به اين شب و اهميت آن توجه داشته‌اند.(18)

 

مداحی ومناجات

 

Download

Play

دعاي جوشن کبير

Download

Play

مراسم شب 21 ماه مبارک رمضان

Download

Play

مناجات اميرالمومنين (ع)  1

Download

Play

مناجات اميرالمومنين (ع)  2

Download

Play

مناجات اميرالمومنين (ع)  3

Download

Play

مناجات اميرالمومنين (ع)  4

 

Download

Play

آه سينه سوزان

Download

Play

اميرالمومنين حيدر

Download

Play

اول مظلوم يا علي

Download

Play

حيدر مدد علي

Download

Play

غريب شهر كوفه

Download

Play

مناجات امام علي1

Download

Play

مناجات امام علي 2

Download

Play

حيدر مدد يا علي

Download

Play

ذكر دل بود يا علي مدد

Download

Play

علي مظلومم حيدر

Download

Play

مولانا علي جان

Download

Play

ميزبانان علي مانع رفتن نشويد

Download

Play

نواي غم 1

Download

Play

نواي غم 2

Download

Play

نواي غم 3

Download

Play

نواي غم 4

Download

Play

نواي غم 5

Download

Play

نواي غم 6

Play

Download

طاهري

مراسم قرآن سرگرفتن

Play

Download

طاهري

مراسم قرآن سر گرفتن 80

Play

Download

هلالي

مراسم شب احياء 21 (1)

Play

Download

هلالي

مراسم شب احياء 21 (2)

Play

Download

هلالي

مراسم شب احياء 21 (3)

Play

Download

عليرضا هلالي

مراسم شب احياء 19 (1)

Play

Download

عليرضا هلالي

مراسم شب احياء 19 (2)

Play

Download

هلالي

مراسم شب احياء 19

Play

Download

طاهري

آقاي مظلوم علي مولا

Play

Download

طاهري

آي مردم

Play

Download

هلالي

بابا جان

Play

Download

طاهري

چه مي شود

Play

Download

طاهري

الهي العف

Play

Download

طاهري

حق حيدر خوب ادا شد

Play

Download

طاهري

حيدر بابا

Play

Download

طاهري

حيدر

Play

Download

اصفهاني

ماه غريبستان

Play

Download

هلالي

من به قربان وحودت

Play

Download

طاهري

رخ بنما

Play

Download

هلالي

شير خدا

Play

Download

طاهري

يا علي مولا

Play

Download

هلالي

يا اميرالمومنين

Play

Download

اصفهاني

يا علي

Play

Download

طاهري

زين كوتاهي عمران

Play

Download

طاهري

حيدر بابا

Play

Download

حاج منصور ارضي

مراسم شب احياء (19) 1 مسجد ارك

Play

Download

حاج منصور ارضي

مراسم شب احياء (19) 2 مسجد ارك

Play

Download

حاج منصور ارضي

مراسم شب احياء (19) 3 مسجد ارك

Play

Download

حاج منصور ارضي

مراسم شب احياء (19) 4 مسجد ارك

Play

Download

حاج منصور ارضي

مراسم شب احياء (19) 5 مسجد ارك

چنانكه "قرآن كريم" تا قيام قيامت هست و "حجت" است، صاحب شب قدر نيز همواره هست و همو "حجت" است. و پس از رحلت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله، اين مقام، از آن جانشينان پيامبر است. و همين دو واقعيت بزرگ است (يعني: وجود شب قدر در هر سال، و وجود صاحب شب قدر در هر عصر)، كه امام علي بن ابيطالب عليه السلام، از آنها، اين چنين ياد مي‌كند: شب قدر، در هر سال هست. در اين شي امور همه سال (و تقديرها و سرنوشت‌ها) فرو فرستاده مي‌شود، پس از درگذشت پيامبر صلي الله عليه و آله نيز، اين شب، صاحباني دارد …

از ابوذر غفاري روايت است كه گفت: به پيامبر خدا گفتم: اي پيامبر! آيا شب قدر و نزول فرشتگان، در آن شب، تنها در زمان پيامبران وجود دارد، و چون پيامبران از جهان رفتند، ديگر شب قدري نيست (پيامبر فرمود: "نه، بلكه شب قدر، تا قيام قيامت هست."

  
نویسنده : صادق ; ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ مهر ،۱۳۸٥

:::::::::::::::: ويژه نامه شبهای قدر (قرآن و شب قدر ):::::::::::::::

قرآن و شب قدر

در برخي از احاديث آمده است كه راوي به امام جعفر صادق عليه السلام مي‌گويد:

درباره شب قدر، به من اطلاعاتي بدهيد! آيا اين شب، فقط در روزگاران گذشته] مثلا روزگار حيات پيامبر صلي الله عليه و آله[ بوده است ]و اكنون ديگر نيست[، يا اين كه شب قدر، در هر سال، هست؟ امام مي‌فرمايد: "لو رفعت ليلة القدر، لرفع القرآن" – اگر شب قدر را بردارند، قرآن را نيز بر مي‌دارند.(1)

اين بيان امام صادق عليه السلام اشاره است به فلسفه غايي نزول انسان به زمين. جهان ارضي، از آن رو منزلگاه انسان قرار داده شد، تا انسان در اين منزلگاه، آزمايش شود، و كامل و ناقص، و سعيد و شقي، از هم باز شناخته آيد، و سرانجام، انسان به حركت تكاملي و كمالي بپردازد، و به سوي خدا برود. اين امر مستلزم برقرار بودن جهان ارض است. برقرار بودن جهان ارض، مستلزم حكمت و تقدير، و اجرا و تدبير است، و اين همه مربوط به شب قدر و تنظيم امور، و حضور ولي و حجت است. پس از برقرار شدن اينها همه، كتاب شناخت و عمل لازم است. پس حكمت بقاي جهان ارضي، حركت تكاملي انسان است، در رابطه با كتاب و حجت. و چون برداشتن شب قدر، به منزله بر هم زدن جهان ارضي است، اين است كه در صورت برداشته شدن شب قدر، قرآن نيز برداشته خواهد شد. و تكليفي و فعلي و حركتي باقي نخواهد بود. پس تا جهان هست، شب قدر هست، و تا شب قدر هست، قرآن است. و تا اين دو هست، حجت هست، كه صاحب شب قدر هست، و حامل علم قرآن. و تا اين هر دو هست، امكان حركت و فعل و تكامل هست. و هر حركت و فعلي، در صورتي تكامل و كمال است، كه به پيروي از اين دو انجام يابد، و در خط تعليمي و ارشادي اين دو (كتاب و حجت) قرار داشته باشد – آري: "… ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا."

بدينگونه اين بيان امام نيز اشاره است به همان حكمت عميق، و راز عظيم وجود و ارتباط و امتزاج هدايت تكويني و هدايت تشريعي، و رابطه مستقيم "حجت صامت" – يعني: "قرآن"، با "حجت ناطق" – يعني: امام. و اين تعليم، توضيح سخن معروف پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله است، در "حديث ثقلين"، كه در پيش ذكر شد. در بسياري از متون "حديث ثقلين" اين جمله نيز آمده است:

"لن يفترقا حتي يردا علي الحوض."

- اين دو نهاد گرانبها (كه در ميان امت مي‌گذارم و مي‌روم، يعني: قرآن و امام)، تا روز قيامت، كه در لب حوض كوثر، نزد من باز آيند، از يكديگر جدا نشوند.

در پايان اين بحث، مطلب عظيم ديگري قابل اشاره است و آن مطلب، رابطه علم امام است با "شب قدر" از سويي، و با "قرآن كريم" از سويي ديگر. آيا آن چه از امور و مقدرات، در شب قدر، بر امام عرضه مي‌گردد، و در مرحله تحقق و اجرا، به دست امام اجرا مي‌شود، در چه ارتباطي با قرآن كريم، و آيات، و علوم و كلمات، و اسرار قرآن قرار دارد؟ اين مسئله، از نظر شناخت ابعاد گوناگون قرآن كريم، و بواطن آيات، و قدرت‌هاي نهفته در آنها، اهميت بسيار دارد. خواص واقعي آيات، كه گاه در جاهايي ذكر شده است – به اين شناخت بستگي دارد، و تحقق آن خواص نيز، بيشتر، در گرو پيدا كردن علمي از اين رشته است.

در تاييد اين موضوع، يادآوري اين امر نيز مفيد است، كه مي‌بينيم نزول قرآن در شب قدر بوده است، بلكه در سوره "قدر" و سوره "دخان" نخست سخن از نزول قرآن، در اين شب رفته است، و سپس خود شب قدر و محتوي و حقايق آن بيان گشته است.

علي و شب قدر

امام علي عليه السلام در حديثي كه برخي از مقامات خويش را براي حارث همداني ياد مي‌كند، مي‌گويد: "مرا در شب قدر، همه ساله، نيرويي افزون رسد. و اين در فرزندانم كه نگهبانان دينند، چنان آمدن شب و روز، تا قيامت باقي است." (2) امام صادق عليه السلام – به نقل از پدر خويش – گويد:

هنگامي، علي عليه السلام، سوره "انا انزلناه" را مي‌خواند، كه فرزندانش، حسن و حسين، در نزد او بودند. حسين به پدرش عرض كرد: اي پدر، وقتي تو اين سوره را مي‌خواني، شيريني و حلاوت ديگري از آن حس مي‌شود؟

حضرت علي عليه السلام فرمود: اي فرزند پيامبر و اي فرزند من! من از اين سوره چيزي مي‌دانم كه تو (اكنون) نمي‌داني. چون اين سوره فرود آمد، جد تو پيامبر صلي الله عليه و آله مرا خواست. وقتي نزد او رفتم، سوره را خواند، آنگاه دست خويش را به روي شانه راست من نهاد و فرمود: اي برادر و وصي من، و اي ولي امت من پس از من، و اي جنگنده بي امان با دشمنان من … اين سوره، پس از من، از آن تو است، و پس از تو، از آن دو فرزند تو است. جبرئيل – كه در ميان فرشتگان او برادر من است – حوادث يك سال امت مرا (در شب قدر) به من خبر مي‌دهد. پس از من اين اخبار را به تو خواهد داد. "و لها نور ساطع، في قلبك و قلوب اوصيائك الي مطلع فجر القائم" – و اين سوره، در قلب تو، و در قلب اوصياي تو، همواره، نوري تابناك خواهد افشاند، تا به هنگام طلوع سپيده دمان ظهور قائم.(3)

ليله مباركه

شب قدر، در قرآن كريم، علاوه بر سوره "قدر"، در سوره "دخان" نيز مطرح گشته است. در آيات آغاز اين سوره، از نزول قرآن در شب قدر، و تعيين امور بر طبق حكمت، سخن رفته است:

"انا انزلناه في ليلة مباركه، انا كنا منذرين. فيها يفرق كل امر حكيم. امرا" من عندنا، انا كنا مرسلين."(4)

- ما قرآن را، در شبي با بركت و خجسته (شب قدر)، فرو فرستاديم، تا خلق را بياگاهانيم و هشدار دهيم.

در اين شب، هر كاري، بر طبق حكمت، فيصله مي‌يابد، و تعيين مي‌گردد. اين همه به فرمان ماست، كه فرشتگان را فرو مي‌فرستيم.

در اين آيات نيز، سخن از شب قدر و شب تقدير و بركت است، و سخن از نزول قرآن است، و فرود آمدن فرشتگان به امر خدا: در اين ليله مباركه، قرآن را فرستاديم. در اين شب، هر امري، بر طبق حكمت، فيصله مي‌يابد، و جدا جدا تقدير و تعيين مي‌شود.

در اين آيه نيز، فعل به صورت مستقبل (يفرق) ادا شده است، و دلالت بر استمرار دارد، مي‌فهماند كه اين تفريق و تحكيم امور، همواره در چنين شبي انجام مي‌پذيرد.

تنظيم امور، در طول زماني، مستلزم اجمال و تفصيل است، يعني: نخست همه امور را به طور كلي تعيين كنند، و سپس جزئيات آن را در جريان تحقق قرار دهند. فرض كنيد: شما برنامه و مخارج يك ساله خود را، همراه كارها و وظايفي كه داريد، ابتدا در نظر مي‌گيريد و تعيين مي‌نماييد. سپس در طول سال، بر طبق آن برنامه تعيين شده، به طور دقيق و منظم، عمل مي‌كنيد. اين حقيقت كه لازمه طبيعي نظم و تنظيم است، و مربوط است به "تفريق" امور، يعني: فيصله دهي و جدا نهي يك يك امور و مسائل، در حديثي ياد شده است. در اين حديث، امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد:

قال: "فيها يفرق كل امر حكيم" فكيف يكون حكيما، الا ما فرق … (5)

خداوند فرموده است: "در اين شب، هر كاري استوار و با حكمت، معين مي‌شود". و چگونه چيزي، استوار و با حكمت تواند بود، مگر آنچه به طور مشخص، برنامه‌ريزي و تعيين شده باشد؟

بنابراين، جريان يافتن استوار و منظم امور گوناگون در عالم، با اين همه ژرفي و پهناوري، با ميلياردها ميليارد اجزا و افراد، و با ميلياردها ميليارد قانون و ناموس چنين است كه نخست در برنامه‌اي دقيق، و تقدير حكيمانه مقرر مي‌گردد، و سپس در ارتباط با خليفه خدا در زمين (يعني: مجري و ناظر اجرا)، به مرحله تحقق مي‌رسد. و بدينگونه، اين آيات همه دلالت دارد بر استمرار وجود "حجت خدا" در زمين. و اكنون، حجت خدا در زمين، و واسطه فيض، و ولي مطلق، و به تعبير شيخ بهاء الدين عاملي: "صاحب اسرار خدايي در اين جهان"(6)، امام موعود، قطب دوران، روح جهان، حقيقت زمان، و عدل قرآن، حضرت حجت بن الحسن المهدي است، صلوات الله و سلامه عليه. و او خود، صاحب شب قدر است، و آستان اعلاي او، محل فرود آمدن روح و فرشتگان است در شب قدر. در حديث است كه:

مردمان، در شب قدر، در حال نمازند و دعا و مسئلت كردن از درگاه خدا و صاحب اين امر، سرگرم است به كار فرشتگاني كه نزد او فرود مي‌آيند و مقدرات و امور و پرونده حوادث سال را پيش او مي‌آورند … (7)

پاورقي‌ها:

1- نورالثقلين، ج 5، ص 621.

2- بشارة المصطفي لشيعه المرتضي، ص 4 چاپ دوم نجف.

3- البرهان، ج 4، ص 487.

4- سوره دخان، آيه 3- 5.

5- تفسير "البرهان"، ج 4، ص 487.

6- در قصيده معروف او: "وسيله الفوز و الامان في مدج صاحب الزمان"، در اين بيت:

امام الوري، طود النهي، منبع الهدي و صاحب "سر الله" في هذه الدار.

29بيت، از اين قصيده بلند و زيبا، با ترجمه، در "ادبيات و تعهد در اسلام" آورده شده است، صفحات 340 – 348.

7- "نورالثقلين"، ج 5، ص 641.

ما قرآن را، در شبي با بركت و خجسته (شب قدر)، فرو فرستاديم، تا خلق را بياگاهانيم و هشدار دهيم. در اين شب، هر كاري، بر طبق حكمت، فيصله مي‌يابد، و تعيين مي‌گردد. اين همه به فرمان ماست، كه فرشتگان را فرو مي‌فرستيم.

چون برداشتن شب قدر، به منزله بر هم زدن جهان ارضي است، اين است كه در صورت برداشته شدن شب قدر، قرآن نيز برداشته خواهد شد. و تكليفي و فعلي و حركتي باقي نخواهد بود. پس تا جهان هست، شب قدر هست، و تا شب قدر هست، قرآن است. و تا اين دو هست، حجت هست، كه صاحب شب قدر هست، و حامل علم قرآن. و تا اين هر دو هست، امكان حركت و فعل و تكامل هست. و هر حركت و فعلي، در صورتي تكامل و كمال است، كه به پيروي از اين دو انجام يابد، و در خط تعليمي و ارشادي اين دو (كتاب و حجت) قرار داشته باشد.

  
نویسنده : صادق ; ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ مهر ،۱۳۸٥

:::::::::::::::: ويژه نامه شبهای قدر (شب قدر و اجابت دعا):::::::::::::::

شب قدر و اجابت دعا

امام علي غليه السلام فرمودند: «شب قدر در هر سالي هست، در اين شب امور همه سال (و تقديرها و سرنوشت‌ها) فرو فرستاده مي‌شود، پس از درگذشت پيامبر نيز اين شب صاحباني دارد.»

شب قدر، بزرگترين، شريف‌ترين، پر ارج‌ترين و پر رمز و رازترين شب‌ها در گردونه زمان است كه قلم‌ها در وصفش مي‌شكنند و زبان‌ها در توصيفش قاصر و عقل و تدبيرها در فهم آن مبهوت و متحير مي‌مانند.

شبي كه به فرموده امام صادق عليه السلام قلب رمضان به شمار مي‌آيد. بهترين شب سال، شب قدر است كه خداوند در قرآن كريم آن را شبي پربركت دانسته و ارزش آن را برتر از هزار ماه بيان مي‌كند.

آيا به راستي بركتي بالاتر از اين هست كه يك شب هم تراز هزار ماه يعني 30 هزار شب يا 83 سال و 4 ماه قرار گيرد؟

چرا اين شب «شب قدر» ناميده شده است؟ چه اسراري در آن نهفته و چه وقايع و حوادثي در آن رخ داده و مي‌دهد؟

مفسران قرآن كريم با استفاده از قرآن و احاديث پيشوايان معصوم دين درباره نامگذاري اين شب به «شب قدر» مطالب و دلايل زيادي آورده‌اند.

شب قدر يعني شب بزرگ و باعظمت، زيرا در قرآن كريم «قدر» به معناي منزلت و بزرگي خدا آمده است. (حج /74)

همه مقدرات بندگان نيز در طول سال در اين شب رقم مي‌خورد. (دخان /4)

همچنان كه امام رضا عليه السلام فرمودند: «خداوند در شب قدر آنچه را از اين سال تا سال بعد پيش خواهد آمد مقدر مي‌فرمايد از زندگي يا مرگ، از خوب يا بد يا روزي، پس آنچه خداوند در اين شب مقرر فرمود، وقوع آن حتمي خواهد بود.»

البته اين امر هيچ گونه تضادي با آزادي اراده انسان و مساله اختيار ندارد زيرا تقدير الهي به وسيله فرشتگان طبق شايستگي‌ها و لياقت‌هاي افراد و ميزان ايمان و تقوا و پاكي نيت و اعمال آنهاست.

بدون شك مفاهيمي چون وعده و وعيد، انذار و بشارت، كيفر و پاداش در قرآن و روايات بدون اراده و اختيار انسان بي معنا خواهد بود.

حضور انسان در محافل شب قدر، عبادت و دعا و ... جلوه‌هايي از حضور اراده و اختيار انسان است. بزرگترين اشتباه درباره حقيقت مشيت الهي اين است كه گروهي خود را صاحب همه چيز مي‌دانند و تصور مي‌كنند خداوند به صورت مطلق همه كارها را به بندگان خود واگذار كرده است؛ پس نه ثواب و عقاب در كار است و نه مسووليت و اخلاق.

گروهي ديگر نيز فكر مي‌كنند انسان موجودي مجبور است كه هيچ اختيار و آزادي ندارد و همه چيز توسط قضا و قدر تعيين مي‌شود.

در حالي كه حقيقت امري ميان اين دو نظر است يعني نه جبر قضا و قدر و نه واگذاري مطلق به بندگان، چرا كه بعضي از كارها را ما به خواست و اراده خودمان انجام مي‌دهيم مثل خوردن‌، آشاميدن‌، رفتن‌، آمدن و ... و در بعضي ديگر از كارها همچون به دنيا آمدن، از دنيا رفتن و ... اراده و خواست ما مطرح نيست.

در شب قدر فرشتگان بسياري به زمين مي‌آيند به طوري كه زمين بر آنها تنگ مي‌شود، لذا آن را «شب قدر» ناميده‌اند زيرا يكي از معاني «قدر» به معناي ضيق و تنگ است (اطلاق /7) و در اين شب قرآن با تمام قدر و منزلتش به وسيله فرشته صاحب قدر بر پيامبر صلي الله عليه و آله نازل شد.

پنهان بودن شب قدر

شب قدر در طول سال بيش از يك شب نيست و آن شب نيز در ماه مبارك رمضان واقع شده است. اين مساله، مورد قبول همه مسلمانان است كه هيچ گونه شك و ترديدي در آن وجود ندارد؛ زيرا از سويي خداوند در قرآن مي‌فرمايد: «ماه رمضان ماهي است كه قرآن در آن نازل شده است.» (بقره /185)

و از سوي ديگر در آيه اول سوره قدر مي‌خوانيم «ما آن (قرآن) را در شب قدر فرو فرستاديم.» از همراه كردن اين دو آيه مباركه به يكديگر چنين نتيجه‌گيري مي‌شود كه شب قدر خارج از ماه مبارك رمضان نيست و حتما در اين ماه قرار دارد.

بنابر روايات اسلامي خداوند اجابت را در ميان دعاها پنهان كرده است تا مومنان به همه دعاها روي آورند. همان گونه كه وقت مرگ را پنهان كرده است تا مردم در همه حال پذيراي آن باشند.

وقت قيامت و ظهور امام زمان (عج) را نيز مخفي كرده تا اهل معصيت آنها را دستاويزي براي نيل به مقاصد شوم خود قرار ندهند و در مقابل مومنان در همه حال مراقبت بيشتري از خود نشان دهند. بر همين مبنا شب قدر مخفي است و زمان دقيق آن مشخص نيست.

امام علي عليه السلام دليل مخفي بودن شب قدر را در اين مي‌داند كه مومنان شب‌هاي بيشتري را قدر بدانند و به آرزوي درك فضيلت آن به كارهاي نيك و عبادت بيشتري پرداخته و از معاصي و زشتي‌ها دوري گزينند و در پرستش خداوند تلاش بيشتري نمايند.

از سوي ديگر شب قدر بايستي مخفي باشد زيرا اگر شب خاصي معين مي‌شد، برخي افراد بر اثر توفيق شب زنده‌داري و احيائ آن به عُجب و غرور مبتلا مي‌شدند اما هنگامي كه زمان آن معين نباشد، بر اثر مواظبت بيشتر، ملكات فاضله در نفس‌شان راسخ‌تر مي‌شود و در نتيجه از بركات و فيوضات بيشتري در اين شب‌ها بهره‌مند مي‌شوند.

اگر اين شب معلوم بود، حرمت و عظمت درخورشان را نداشت، زيرا مردم همواره براي هر چه كه از ديد آنها مخفي است، احترام بيشتري قائلند.

فضايل شب قدر

بي‌ترديد شب قدر از شب‌هاي با عظمت و با اهميت سال است و دليل فضيلت اين شب بر ساير شب‌ها به اعتبار اموري است كه در اين شب محقق مي‌شود.

- شب آمرزش گناهان: پيامبر خدا صلي الله عليه و آله در تفسير سوره «قدر» فرمودند: «هر كس شب قدر را احيا بدارد و مومن باشد و به روز جزا اعتقاد داشته باشد، تمامي گناهانش آمرزيده مي‌شود.»

- قلب رمضان: امام صادق عليه السلام فرمودند: «از كتاب خدا استفاده مي‌شود كه شماره ماه‌هاي سال نزد خداوند، دوازده ماه است و سرآمد ماه‌ها ماه رمضان است و قلب ماه رمضان ليلة القدر است.»

- بهتر از هزار ماه: در فرهنگ غني اسلام، همه چيز را با معيارهاي الهي مي‌سنجند و بر همين اساس قرآن در مورد اين شب مي‌فرمايد: «ليلة القدر خير من الف شهر» در دعاي 44 صحيفه سجاديه نيز مي‌خوانيم: «(عبادت و بندگي در) شبي از شب‌هاي آن را بر (عبادت در) شب‌هاي هزار ماه قرار داد (چون خيرات و بركات و سودهاي ديني و دنيوي در آن است ) و آن را شب قدر ناميد.»

- نزول قرآن در اين شب: طبق روايات موجود، مجموع قرآن در شب قدر نازل شده است. اين نزول دفعي و يكباره قرآن است اما نزول تدريجي و تفصيلي قرآن طي بيست و سه سال دوران نبوت پيامبر گرامي به صورت الفاظ نازل شده است.

از ديگر فضايل اين شب نامگذاري يكي از سوره‌هاي قرآن به نام «قدر» است و اين خود گوياي فضيلت و اهميت اين شب است. اين شب، شب مباركي است زيرا خدا مي‌فرمايد: و قرآن كه بهترين خيرات و بركات است در اين شب مبارك نازل شده است. (دخان /3)

نزول ملائكه و روح در شب قدر نشانه شرافت آن بر هزار ماه است. چنان كه امام باقر عليه السلام نيز فرمودند: «عمل صالح در شب قدر از قبيل نماز و زكات و انواع كارهاي خوب بهتر است از عمل در هزار ماهي كه در آن شب قدر نباشد.» شب قدر سراسر خير و سلامت است و از هر امر ناپسندي به دور است و اين خود نيز نشان شرافت آن بر هزار ماه است.

حضرت مهدي(عج)، صاحب شب قدر

بنا بر روايات و ظاهر آيات سوره قدر، شب قدر منحصر به زمان رسول خدا لي الله عليه و آله نيست و فرشتگان در شب قدر مقدرات يك سال را نزد «ولي مطلق زمان » مي‌آورند و بر او عرضه مي‌كنند. اين واقعيت از روز نخستين خلقت بوده است و تا قيامت هم ادامه دارد.

از سويي نيز بنابر روايات زمين از نخستين روز خلقت تا آخر فناي دنيا بي‌حجت نخواهد بود چنان كه امام علي عليه السلام فرمودند: «شب قدر در هر سالي هست، در اين شب امور همه سال (و تقديرها و سرنوشت‌ها) فرو فرستاده مي‌شود، پس از رحلت پيامبر صلي الله عليه و آله نيز اين شب صاحباني دارد.»

حجت خدا در زمين در زمان حاضر وجود مقدس و مبارك حضرت مهدي(عج) است و اوست كه حجت خدا و وصي اوصيا و خليفه رسول خدا و معصوم از هر گناه و پليدي است و لذا صاحب شب قدر است.

  
نویسنده : صادق ; ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ مهر ،۱۳۸٥

:::::::::::::::: ويژه نامه شبهای قدر (اختيار انسان و شب قدر):::::::::::::::

اختيار انسان و شب قدر

آنچه از مجمــوع مباحث به دست مي‌آيد اين است كه با ملاحظـه آيـات و روايـات و دريافت‌ها و مشاهدات، اطمينان كامل پيدا مى‌كنيم كه شب قدر هيچ گونه منافاتى با اختيار انسان ندارد و يقيناً، او در مقـدرات و سرنوشتى كه در شب قدر برايش رقم مى‌خورد موثر است؛ حتى مى‌شود گفت كه نقش اصلى را به خود انسان سپرده‌اند تا آنچه بخواهد براى فردا رقم بزند.

ادله‌اى كه نقش انسان را در مقدرات شب قدر ثابت مى‌كند به شرح زير تقديم مى‌گردد:

1- حالات و دريافت‌هاى شخصى

كسانى كه اهل دعا و راز و نياز و اهل شب قدر هستند، نقش خويش را در شب قدر به خوبى دريافته‌اند. گاهى اين حالات آن چنان ژرف و تاثيرگذار است كه تا شب قدر آينده و بلكه تا آخر عمر، در همه افكار، اخلاق، كردار و رفتار شخص رخنه كرده و آن را در يك خط و سير معنوى قرار مى‌دهد. ديگرانى هم كه به اين حد از معنويت راه پيدا نمى‌كنند، به فراخور حال خود از مجالس و محافل و شب زنده داري‌هاي شب قدر بهره‌بردارى كرده و فيض معنوى مى‌برند. ريشه اصلى اين دگرگونى‌ها و حالات، به خود افراد برمى‌گردد و اين كه تا چه حد خود را آماده بهره‌بردارى از بركات شب قدر و فضيلت‌هاى آن كرده باشند. اگر معنوياتى كه در شب قدر نصيب انسان شده و در زندگى آن‌ها تحولى آفريده، هيچ ارتباطى با آنان نداشته باشد و تنها به خدا و فرشتگان و نويسندگان مربوط باشد كه هر چه بخواهند، براى هر كس بدون ملاحظه حالاتش تقدير كنند در اين صورت مقتضاى حكمت و مصلحت اين است كه يا به هيچ كس هيچ ندهند و يا آنچه مى‌دهند، به همه يكسان و على السويه بدهند؛ در حالى كه ما مى‌دانيم همه بركات خداوندى در شب قدر براى بندگان سرازير مى‌گردد و با اختلاف و تفاوت به آنان داده مى‌شود؛ پس نتيجه مى‌گيريم تنها دليل اين تفاوت، كارها و اعمال و ميزان تلاش خود بندگان است و بس. نتيجه اين كه يكى از راه‌هاى رسيدن به اين كه آيا افراد در مقدرات منتخب قدر، صاحب نقش هستند يا نه، اين است كه ببينيم چه اندازه دگرگونى در همين شب با بركت در آنان ايجاد گشته است.

2- شناساندن شب قدر

خداوند تبارك و تعالى با نزول سوره‌اى خاص، شب قدر را به مردم معرفى فرموده است. در دو آيه اين سوره مباركه فرموده است: قرآن در شب قدر نازل شده و فرشتگان در آن شب فرود مي‌آيند. سپس افزوده است: شب سلامت است. و فرموده است: عمل صالح در او، برابر با عمل صالح در طول هزار ماه است. فردى به امام باقر عليه السلام عرض كرد: مراد و مقصود از اين كه شب قدر بهتر از هزار ماه است چيست؟ حضرت فرمودند: "والعمل الصالح فيها من الصلاة والزكاة و انواع الخير خير من الف شهر ليس فيها ليلة القدر" (1)؛ كار شايسته از قبيل نماز و زكات، صدقات و انفاقات و انواع خوبى‌ها در آن شب برتر از هر كار شايسته‌اى است كه در مدت هزار ماه كه شب قدر در آن نيست، انجام شود. اگر كارهاى نيك بندگان و چند برابر پاداش آن تاثيرى در مقدرات و سرنوشت افراد در شب قدر ندارد، از گفتن و دانستن آن چه سودى عايد بندگان مى‌شود؟ اگر نزول قرآن در شب قدر و بيان كردن اين مطلب، سود و زيانى را متوجه هيچ كس نمى‌كند، چه انگيزه‌اى در اعلام اين شب نهفته است؟ اگر دانستن نزول فرشتگان، در نتيجه تلاش افراد سودمند نباشد، چرا بايد مردم در جريان آن باشند و دانستن آن چه گره‌اي از كار بندگان مى‌گشايد؟ مى‌دانيم كه كار بيهوده حتى از افراد عادى و معمولى پسنديده نيست، چه رسد به پروردگار آسمان و زمين كه هيچ كارى را بدون حكمت و مصلحت انجام نمى‌دهد. حكمت معرفى شب قدر به عنوان شبى كه قرآن در آن نازل شده و شبى كه مقدرات در آن سامان داده مى‌شود، اين است كه بنده سرنوشت و مقدرات خويش را به قرآن پيوند بزند و آن را سرمشق و سرچشمه فكر و عمل خويش قرار بدهد، اگر كردارش موافق با قرآن و در جهت آن باشد، عمل كننده به آن سعادتمند است و اگر خداى نكرده مخالف با قرآن باشد، فاعل آن شقى خواهد بود.

3- اجماع و سيره مسلمانان

مى‌دانيم كه همه دانشمندان اسلام و مسلمانان از هر فرقه و گروهى، بر اهميت شب قدر و احياى آن تاكيد فراوان دارند و به شب زنده‌دارى آن شب، اهتمام مى‌ورزند. نقل شده كه يكى از دانشمندان بزرگ اسلام، براى اين كه شب قدر را درك كند، يك سال تمام يعنى حدود 357 شب، از سر شب تا به صبح شب زنده‌دارى كرد.(2) اين همه اقبال و توجه به تشكيل اجتماعات با شكوه براى خواندن دعا و مناجات و راز و نياز و تضرع و ابتهال، همراه گريه و زارى و استغفار، برخاسته از يك واقعيت انكارناپذير است و آن دخالت انسان‌ها در سرنوشت خودشان است.

4- سفارش امامان دين بر احياى شب قدر حتى در حال بيمارى

امام صادق عليه السلام به ابوبصير مى‌فرمايد: "وصل فى كل واحده منهما مئة ركعه"؛ در هر يك از دو شب بيست و يكم و بيست و سوم صد ركعت نماز بخوان "و احيهما ان استطعت الى النور"؛ تا مى‌توانى آن دو شب را تا سپيده صبح شب زنده دارى كن "واغتسل فيهما"؛ در آن دو شب غسل كن. ابوبصير عرض كرد اگر نتوانستم ايستاده نماز بخوانم؟ فرمودند: نشسته بخوان. اگر باز هم نتوانستم؟ خوابيده بخوان.

اگر باز هم نتوانستم؟ ايرادى ندارد كه سر شب كمى بخوابى و باقى مانده شب را، به هر نحوى كه مى‌توانى به عبادت بپردازى، چون در ماه رمضان، درهاى آسمان گشوده است، شيطان‌ها در زنجيرند و اعمال مومنان پذيرفته مى‌شود. از حديث فوق، مى‌توان تاثير فراوان كارهاى انسان را بر سرنوشت او ارزيابى كرد. مى‌بينيم ابوبصير كه يك راوى زبردست و كار كشته در فن روايت است، با پيش بردن مرحله به مرحله سوال‌ها در صدد آن است كه ژرفاى شب قدر و اهميت عمل در آن شب را به دست آورد؛ امام هم، چنان بر اهميت عبادت در شب قدر پافشارى مى‌فرمايند كه رضايت نمى‌دهند بنده حتى اگر بيمار باشد، از نتيجه اعمال صالح خويش محروم گردد. نكته در خور توجهى كه تاثير انسان را مشخص مى‌كند، جمله پايانى امام است كه آن را به عنوان ريشه و علت تاكيد و تشويق بر عمل صالح بيان فرموده‌اند؛ آنجا كه فرمودند: "و تقبل اعمال المومنين"؛ اعمال مومنان در شب قدر پذيرفته مى‌شود. (3)

5- تشويق زياد به دعاهاى ماثور و راز و نياز

مى‌دانيم كه دعاهاى شب قدر، از طولانى‌ترين و پر محتواترين دعاهاست؛ دعاهايى مانند "جوشن كبير"، "ابوحمزه ثمالى" و امثال آنها، كه اگر با حال و توجه خوانده شود، مايه انقلاب و دگرگونى روحى است، ادعيه‌اى كه انسان را با دريايى از معارف آشنا مى‌كند. انسان با خواندن دعا از يك طرف، با يادآورى لطف، گذشت، كرم، رحمت و بخشش بى‌پايان خداى مهربان او را در كنار و دستگير خويش مى‌بيند و نور اميد در دلش مى‌درخشد و از ديگر سو، با ياد آوردن سختى‌هاى جان كندن، تنگى و فشار قبر، گرفتارى‌هاى عالم برزخ، حساب و كتاب فرداى قيامت، شعله‌هاى دردناك و سوزان دوزخ و حسابرسى دقيق در صحراى محشر، تمام وجودش، سرشار از ترس و نگرانى گرديده و آنچه عيش و نوش است فراموش كرده و گذشته خود و آنچه بوده و كرده است را با آنچه بايد باشد مى‌سنجد و زيانى كه در گذشته متوجه وى شده است را در مى‌يابد و علاوه بر شك و ترديدى كه نسبت به راه و روش نامطلوب خويش پيدا مى‌كند، ندامت سراسر وجودش را پر كرده و تصميمى سرنوشت ساز مى‌گيرد و مسير زندگى‌اش را دگرگون مى‌كند. اگر هم به اين مرحله نرسد، لااقل بر كردار خود بيشتر مواظبت خواهد داشت؛ زيرا بيم و اميدى كه دستاورد شب قدر است در مراحل زندگى به يارى‌اش مى‌شتابد. در مقابل، اگر كسى از دعا رو برگرداند و شب قدر را هم به غفلت سپرى كند، در همان جمود و غفلت، زندگى را به پايان خواهد برد و سرنوشتى شقاوت بار در انتظارش مى‌باشد. از گفتار فوق، اين نتيجه به دست مي‌آيد كه در واقع خود انسان وارد مسير سرنوشت خويش گشته و آن را تغيير مى‌دهد. گاهى براى پيمودن مسير مقدرات، بر بال دعا و گاه بر بال عمل مى‌نشيند؛ گر چه دعا هم نوعى عمل محسوب مى‌شود. بنابراين، دعا در شب‌هاى قدر كه يك كار اختيارى است منشا اثر است و در سرنوشت افراد دخالت دارد؛ به همين دليل به آن سفارش اكيد شده است. علاوه بر سفارش شفاهى بزرگان دين و علماى اسلام به خواندن دعاها در طول سال، در شب‌هاى قدر تاكيد بيشترى بر اين امر شده است؛ پس حتما منشا اثر است وگرنه كار لغو و بيهوده از بزرگان سر نمى‌زند.

6- نكوهش بهره نبردن از شب قدر

پيامبر گرامى اسلام صلي الله عليه و آله فرمودند: "من ادرك ليلة القدر، فلم يغفر له فابعده الله" (4)؛ از خداوند به دور باد و نفرين بر كسى كه به شب قدر برسد و زنده باشد، اما آمرزيده نشود. با اين حديث نقش انسان در تعيين سرنوشت خود واضح‌تر مى‌گردد و معلوم مى‌شود كه بدبختى و شقاوت مقدر در شب قدر، نتيجه كار خود بندگان است وگرنه از نظر منطقى با توجه به شان و مقام پيامبر گرامى صلي الله عليه و آله قابل قبول نيست كه آن بزرگوار به خاطر انجام ندادن كارى بى اثر و بى‌خاصيت، سهل انگاران را نكوهش و مذمت فرمايند. "انس بن مالك" از پيامبر اكرم نقل كرده كه فرمودند: "ان هذا الشهر قد حضركم"؛ ماه مبارك به شما رو آورده است. "و فيه ليلة خير من الف شهر"؛ در اين ماه شبى است كه برتر از هزار ماه است. "من حرمها فقد حرم الخير كله"؛ هر كس از فيض شب قدر محروم گردد، از تمام خيرات بى‌نصيب مانده است. "ولا يحرم خيرها الا محروم" (5)؛ و محروم نمى‌ماند از بركات شب قدر، مگر كسى كه خويشتن را محروم كرده است. روايات، بعضى از گناهان را مانع بهره‌بردارى گناهكار از شب قدر دانسته‌اند، از جمله آن كارها ميخوارگى يا "دايم الخمر" بودن و نيز آزار پدر و مادر است.

7- شب قدر مكمل اعمال صالح

يكى از دلايل تفضل شب قدر به امت اسلام، كامل و پر كردن پيمانه اعمال صالح مسلمانان و جبران كمبودهاى آنان است، تا با دستى پر، اين جهان را ترك كنند. پيش از اين گفتيم كه امام صادق عليه السلام در تفسير آيه شريفه "ليلة القدر خير من الف شهر" فرمودند: مراد اين است كه انجام كار خوب در آن شب برابر عمل صالح در طول هزار ماه است. روايتى نيز از امام باقر عليه السلام وارد شده، در پاسخ به اين پرسش كه چرا شب قدر به وجود آمده و به عبارت ديگر فلسفه شب قدر چيست؟ ايشان مى‌فرمايند: "و لولا ما يضاعف الله للمومنين، لما بلغوا ولكن الله عزوجل يضاعف لهم الحسنات"؛ اگر خداوند كارهاى مومنان را چند برابر نكند به سر حد كمال نمى‌رسند، اما از راه لطف كارهاى نيكوى آن‌ها را چند برابر مى‌فرمايد تا كاستى‌هايشان جبران شود. از اين روايت و روايت قبلى به خوبى مى‌توان فهميد كه مبنا و اساس، عمل صالح خود بنده است؛ هنگامى كه يك عمل صالح معمولى با زمانى پر بركت و مقدس همراه گردد، از ارزشى چند برابر برخوردار مى‌شود و گاه همراه شدن يك عمل صالح با ولايت و اعتقاد و امامت مى‌تواند انسان را به اوج شرافت برساند؛ پس، راز سعادتمند شدن انسان‌ها در شب قدر، عمل اختيارى صالحى است كه با عنايت خداوند، بركت يافته و چند برابر مى‌شود. در روايات به پاره‌اى از اعمال سفارش شده كه نتيجه ويژه آن در شب قدر نهفته است.

8- نتيجه بخش بودن بعضى از اعمال در شب قدر

- نماز . "انس بن مالك" از پيامبر گرامى صلي الله عليه و آله روايت كرده كه فرمودند: "من صلى من اول شهر رمضان الى آخره فى جماعة فقد اخذ بحظا من ليلة القدر" (6)؛ كسى كه از اول تا آخر ماه مبارك، در نماز جماعت حاضر شود، بهره‌اى از شب قدر نصيبش شده است.

- افطارى دادن با مال حلال. "ابو شي ابن حيان" از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله نقل كرده كه فرمودند: "من فطر صائما فى شهر رمضان من كسب حلال صلت عليه الملائكة و ليالى رمضان كلها و صافحة جبرائيل(ع) ليلة القدر و من صافحة جبرائيل(ع) يرق قلبه و تكثر دموعه..." (7)؛ كسى كه با مالى كه از راه حلال به دست آورده، روزه‌دارى را افطار دهد، در تمام شب‌هاى رمضان فرشتگان بر او درود فرستند و جبرئيل در شب قدر با وى مصافحه كند، نشانه مصافحه جبرئيل آن است كه دل مصافحه شونده نرم و اشكش جارى مى‌شود.

- صدقه درباره امام زين العابدين عليه السلام آمده است. "كان اذا دخل شهر رمضان تصدق فى كل يوم بدرهم فيقول: لعلى اصيب ليلة القدر" (8)؛ در هر روز ماه مبارك يك درهم صدقه مى‌دادند، آن گاه مى‌فرمودند: شايد با اين كار، شب قدر را دريابم و از آن بهره گيرم. "عبدالله بن مسعود" روايت مى‌كند كه شبى رسول خدا از نماز عشا فارغ شد، مردى از ميان صفوف برخاست و گفت: اى مهاجران و انصار، مردى غريبم و بر هيچ چيز قدرت ندارم. مرا طعامى دهيد. رسول خدا گفت: اى فقير، ذكر غريب مكن كه دل مرا اندوهگين ساختى. بعد از آن فرمودند: غريبان چهار قسمتند:

1- مسجدى كه در ميان قومى باشد كه در آنجا نروند و نماز نخوانند.

2- مصحف و قرآنى كه در خانه‌اى باشد و مردم آن خانه از آن تلاوت نكنند.

3- عالمى كه در ميان جماعتى باشد و ايشان تفقد وى نكنند و از او مسايل دينى سوال نكنند.

4- اسيران اهل اسلام كه در ميان كفار باشند.

پس فرمود: كيست كه موونه و غذاى اين مرد را كفايت كند تا در فردوس اعلا خدا او را جاى دهد؟ حضرت على عليه السلام برخاست و دست سائل را گرفت و به حجره فاطمه زهرا عليهاالسلام رفت و گفت: اى دختر رسول خدا، در كار اين ميهمان نظرى كن. حضرت زهرا فرمود: در خانه طعام اندكى موجود است و حسن و حسين گرسنه‌اند و شما روزه داريد و آن طعام يك نفر را بيشتر كفايت نمى‌كند. على عليه السلام فرمود: آن را حاضر كن.

فاطمه عليهاالسلام طعام را پيش آورد. حضرت امير آن طعام را پيش ميهمان نهاد و با خود گفت كه اگر من از اين طعام بخورم ميهمان را كافى نباشد و اگر نخورم سبب خجالت ميهمان شود، پس دست دراز كرد به سوى چراغ و چنان نشان داد كه چراغ را اصلاح مى‌كنم و آن را خاموش كرد و فاطمه عليهاالسلام را گفت در روشن كردن چراغ ديگر تعلل كن تا ميهمان از خوردن غذا فارغ شود و خود حضرت دهان را مى‌جنباند تا مهمان تصور كند كه على غذا مى‌خورد. و چون ميهمان از غذا خوردن فارغ شد فاطمه عليهاالسلام چراغ را آورد و طعام همچنان برجاى بود. اميرالمومنين فرمود: اى فقير، چرا طعام خود را نخوردى؟ گفت: سير شدم؛ پس على، فاطمه، حسن، و حسين عليهم السلام و فضه و همسايگان از آن طعام خوردند و هنوز باقى بود. (9)

- شب زنده‌دارى. حضرت رسول صلي الله عليه و آله فرمودند: "من احيا ليلة القدر حول عنه العذاب الى السنة القابله" (10)؛ كسى كه شب قدر را شب زنده‌دارى كند، تا شب قدر آينده، عذاب دوزخ از او دور گردد.

- غسل و شب زنده‌دارى. امام موسى بن جعفر عليه السلام فرمودند: "من اغتسل ليلة القدر و احياها الى طلوع الفجر خرج من ذنوبه" (11)؛ كسى كه در شب قدر غسل كرده و تا سپيده صبح شب زنده‌دارى كند، گناهانش آمرزيده مى‌شود. رواياتى كه ذكر شد به خوبى دلالت دارند كه برخى مقدرات و پاداش‌ها، مانند دور شدن عذاب دوزخ كه در حديث پيامبر اكرم ذكر شده بود، نتيجه كار خود بندگان است. موارد فوق مى‌تواند براى نشان دادن اين كه سرنوشت هر انسانى در شب قدر به دست خودش رقم مى‌خورد، كافى باشد، ولى براى تكميل بحث، نكاتى چند كه خارج از چارچوب شب قدر و نشان‌دهنده موثر بودن انسان در تعيين سرنوشت خويش است را مطرح مى‌كنيم. اين بحث تكميلى را در دو بخش انجام مى‌دهيم:

الف- عمل و پاداش آن در ماه مبارك رمضان.

ب- عمل و پاداش آن، صرف نظر از زمان خاص.

الف- پاداش‌ها در ماه مبارك رمضان

امام هشتم على بن موسى الرضا عليه السلام فرمودند: در ماه مبارك كارهاى خوب پذيرفته و كارهاى زشت بخشيده شده است. خواندن يك آيه قرآن در اين ماه، برابر با يك ختم قرآن در ماه‌هاى ديگر است. كسى كه برادر خود را با يك لبخند شاد كند، در روز واپسين خداوند دلش را شاد كرده و مژده بهشت به او دهد. كسى كه مومنى را در اين ماه يارى كند، خداوند در روزى كه قدم‌ها بر پل صراط مى‌لغزند او را دستگيرى كرده و از پل صراط عبورش خواهد داد. هر كس خشم خود را نگه دارد، خداوند در روز قيامت بر وى خشم نكند. هر كس درمانده‌اى را فريادرسى كند، خداوند در روز قيامت وى را از رسوايى بزرگ ايمن گرداند و رسوايش نكند. كسى كه ستمديده‌اى را يارى كند، خداوند او را در مقابل دشمنانش يارى كرده و در روز قيامت نيز، در موقف حساب و ميزان ياريش فرمايد. (12) و در روايت ديگر امام صادق عليه السلام از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله روايت كرده كه فرمودند: كسى كه ماه مبارك رمضان را روزه دارد و از حرام و تهمت زدن به ديگران اجتناب ورزد، خدا از او خشنود شده و بهشت را بر او واجب و حتمى مى‌كند. (13) دو روايت بالا ارتباط محكم پاداش‌ها و اعمال بنده در ماه مبارك و نقش انسان در ترسيم سيماى درونى او را كاملا آشكار نموده است.

ب- عمل و پاداش آن، صرف نظر از زمان خاص.

پاداش عمل با صرف نظر از زمان خاص آيات و روايات فراوانى هست كه بعضى دگرگونى‌ها و پاداش‌هاى خاص را نتيجه كار بنده دانسته، يا عمل او را تنها عامل معرفى كرده‌اند.

نمونه‌اى از اين آيات و روايات: "ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم"(14)؛ در حقيقت خدا حال قومى را تغيير نمى‌دهد، تا آنان حال خود را تغيير دهند. "ظهر الفساد فى البر و البحر بما كسبت ايدى الناس ليذيقهم بعض الذى عملوا لعلهم يرجعون" (15)؛ به سبب اعمال مردم، فساد در خشكى و دريا آشكار شد تا به آنان جزاى بعضى از كارهايشان را بچشانند، باشد كه باز گردند. دعا دگرگون كننده سرنوشت "ابن حبان" و "حاكم" از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله روايت كرده‌اند كه فرمود: فقط دعاست كه تقدير و سرنوشت‌ها را دگرگون مى‌كند و تنها نيكى است كه مايه افزايش عمر مى‌گردد. گاهى شخص گناهى را مرتكب مى‌شود و به واسطه آن از روزى و نعمتى محروم مي‌ماند.

پي‌نوشت‌ها:

1- اصول كافى، ج 4، ص 158.

2- فوائد الرضويه، ص 10/ قصص العلم، ص 18/ سيماى فرزانگان، ج 3.

3- وسائل الشيعه، ج 10، باب 32، ص 354.

4- بحار الانوار ، ج 94، ص 80، ح 47.

5- كنزالعمال، ج 8 ، ص 534، ح 24028.

6- همان، ص 545، ح 24090.

7- الترغيب و الترهيب، ج 2، ص 95، ح 14.

8- بحار الانوار، ج 95، ص 82.

9- تفسير منهج الصادقين، ج 9، ص 237.

10- بحار الانوار، ج 95، ص 145.

11- همان، ج 80، ص 128.

12- همان، ج 93، ص 341.

13- همان، ص 346.

14- رعد، آيه 11.

15- روم، آيه 41.

16- تحفه الاحوذى، ج 6، ص 348، ح 2225.

  
نویسنده : صادق ; ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ مهر ،۱۳۸٥

:::::::::::::::: ويژه نامه شبهای قدر (آخرين نمازِ اولين نمازگزار):::::::::::::::

آخرين نمازِ اولين نمازگزار

امام علي عليه السلام زودتر از تمام مردم عصر خود به خدا و رسولش صلي الله عليه و آله ايمان آورد و نماز گزارد. ايشان اين موضوع را به طور مكرر اعلام فرمود و هيچ كس هم به مخالفت با ايشان برنخاست.

اين مطلب را هم راويان شيعه نقل كرده‌اند و هم راويان اهل سنت. خود آن حضرت مي‌فرمايند: اللهم اني اول من اناب و سمع و اجاب، لم يسبقني الا رسول الله (ص) بالصلاه! (1)

بار خدايا من نخستين كسي هستم كه به حق رسيده و آن را شنيده و پذيرفته است و هيچ كس بر من در امر نماز سبقت نگرفت، مگر رسول خدا صلي الله عليه و آله، و نيز فرموده‌اند: «من هفت سال پيش از آن كه كسي با پيامبر نماز بخواند، با او نمازگزاردم.» (2)

در نماز علي عليه السلام سخن‌ها رفته و كلام‌ها گفته و كتاب‌ها نوشته شده است؛ «نمازي كه در آن، چنان غرق در مناجات و خضوع و بندگي مي‌شد كه گوشش نمي‌شنيد، چشمش نمي‌ديد و زمين و آسمان و مافيها از خاطرش محو مي‌شد! نمازي كه در آن از خوف خدا بر خود مي‌لرزيد و رنگ از رخسار مباركش مي‌پريد. اصولاً معناي نماز را بايد در نماز علي عليه السلام جست و معناي خوف را بايد از چهره رنگ پريده او دريافت و خدا را بايد از چشم او ديد.

نقل است كه پس از شهادت اميرمومنان، حضرت علي عليه السلام، يكي از اصحاب آن حضرت به نام «ضرار» با معاويه روبرو شد. معاويه گفت: «مي‌خواهم علي عليه السلام را برايم توصيف كني!» ضرار - كه حالتي غمبار بر وجودش مستولي شده بود- لب به سخن گشود: «شبي علي عليه السلام را در محراب عبادتش ديدم كه از خوف خدا چون مارگزيدگان به خود مي‌پيچيد و به سان غمزدگان مي‌گريست و مي‌گفت:«آه! آه! از آتش دوزخ...»، و كلام ضرار كه بدين جا رسيد، معاويه گريان شد! (3)

علي عليه السلام كه اولين نمازگزار پس از پيامبر صلي الله عليه و آله است و ركعت به ركعت نمازش و تكبير به تكبيرش ديدني و شنيدني است، آخرين نمازش نيز شنيدني است، هر چند كه قلم از توصيف عاجز باشد و بيان از تعريف، وامانده:

آن شب - شب نوزدهم ماه رمضان - مكرر از اتاق بيرون مي‌آمد و به آسمان مي‌نگريست؛ باز مي‌گشت و با خود مي‌گفت: «به خدا قسم اين همان شبي است كه مرا وعده شهادت در آن داده‌اند.» پس موعد عزيمت كه رسيد، آهنگ رفتن كرد. ام كلثوم (س) كه ميزبان حضرتش بود و از اين رفتار پدر، مضطرب و نگران، مانع از رفتن علي عليه السلام شد و از ايشان درخواست كرد تا شخص ديگري را به جاي خود براي اقامه نماز به مسجد بفرستد، اما آن حضرت امتناع كرد و فرمود: « از قضاي الهي نمي‌توان گريخت.» پس گام در ركاب قضاي الهي نهاد و به راه افتاد.

زمين بر آن بود كه آهنگ حركت خود را به گام‌هاي علي عليه السلام متصل كند. چشم‌هاي ناسوتيان در تمناي ماندن، تند آب اشك ساز كردند و لاهوتيان، دست تمنا بر كنگره عرش ساييدند و ام كلثوم (س)، درمانده از همه چيز و همه جا، خون جگر بدرقه راه علي عليه السلام كرد. در بين راه چند مرغابي به حضرت نزديك و گويي مانع از رفتن ايشان شدند، اما شهادت علي عليه السلام، گويي بي بازگشت‌ترين قضاي الهي در آن ليلة القدر خدايي بود. اين رفتن ديگر بازگشتي نداشت و علي عليه السلام ديگر طاقت ماندن! چون خواست از در خانه خارج شود، قلاب در، چنگ در كمربند او انداخت و اين آخرين حربه زمينيان براي بازداشتن علي عليه السلام از رفتن بود. علي عليه السلام از در كه گذشت، زمينيان ديگر از او دست شستند. و علي عليه السلام كسي نبود كه از شهادت بگذرد كه ساليان سال است به انتظار چنين شبي نشسته... كمربند خود را محكم بست و خطاب به خويش فرمود: «اي علي! كمربندت را محكم ببند و براي مرگ آماده شو.»

كوچه‌ها را يكي پس از ديگري جا مي‌گذاشت تا اين كه به مسجد رسيد. ابتدا چند ركعت نماز گزارد و چون فجر دميد، بر بام مسجد رفت و آخرين اذان خود را در آن شهر پر از حيله و نيرنگ، ارزاني زمينيان نمود و اين آخرين اذاني بود كه علي عليه السلام بر ماذنه مسجد كوفه فرياد زد!

آن شب تمام اهالي كوفه نواي دلنشين اذان علي عليه السلام را شنيدند. يتيمان در خواب فرو رفته كه خواب پدر مي‌ديدند، با شنيدن صداي علي عليه السلام ، از خواب برخاستند و چون دريافتند علي عليه‌السلام بيدار است، احساس آرامش و امنيت كردند و غم بي‌پدري از چشمان خواب آلودشان رخت بر بست. آري اين بانگ اذان علي عليه السلام است؛ پدر يتيمان كوفه همو كه تمام يتيمان كوفه، لذت نشستن بر زانويش را تجربه كرده و از دست پر كرمش نان و خرما خورده‌اند و در آغوش پدرانه‌اش جا خوش كرده‌اند.

... و علي عليه السلام براي اقامه نماز به داخل مسجد آمد ... خفتگان را بيدار كرد؛ آن ملعون، ابن ملجم، بيدار بود ولي به روي شكم دراز كشيده و خود را به خواب زده بود و شمشيري در زير جامه‌اش پنهان داشت، حضرت به او فرمود: «برخيز كه وقت نماز است و اين چنين (به روي شكم) نخواب كه خواب شيطان است؛ بر دست راست بخواب كه خواب مومنان است و يا به طرف چپ بخواب كه خواب حكيمان است و يا به پشت بخواب كه خواب پيامبران (ع) است... قصدي در خاطر داري كه نزديك است آسمان‌ها از سنگيني آن فرو ريزند و اگر بخواهم مي‌توانم خبر دهم كه در زير جامه‌ات چه پنهان كرده‌اي... .» پس به جانب محراب رفت؛ در محراب ايستاد و به نماز مشغول شد. ابن ملجم مضطرب و نگران بود ... علي عليه السلام به آرامي تكبير گفت و به ركوع رفت... ابن ملجم كه در كنار ستوني به كمين ايستاده بود، چون بيد به خود مي‌لرزيد ... علي عليه السلام سر از ركوع برداشت و به سجده رفت ... قلب كثيف ابن ملجم به شدت مي‌تپيد ... علي عليه السلام سر از سجده برداشت ... ابن ملجم دويد ... شمشيرش را بالا برد تا فرود آورد، ولي شمشيرش به سقف محراب گير كرد. باز قصد فرود آوردن شمشير را نمود، شمشير را فرود آورد و فرق علي عليه السلام تا سجده‌گاه شكافته شد و فرياد علي عليه السلام، فرياد در گلو مانده علي (ع) برخاست: «بسم الله و بالله و علي ملة رسول الله، فزت و رب الكعبه.»و جبرييل، عزادار و مويه كنان در ميان زمين و آسمان بانگ برداشت:

سوگند به خدا پايه‌هاي هدايت ويران شد و نشانه‌هاي تقوا از بين رفت و ريسمان محكم از هم گسست. پسر عموي پيامبر كشته شد، جانشين برگزيده كشته شد، علي مرتضي توسط نگون بخت‌ترين انسان‌ها كشته شد.

پاورقي:

. 1- نهج البلاغه، خ131

. 2- الغدير / 3/221

. 3- گفتارهاي معنوي شهيد مطهري/ 63

  
نویسنده : صادق ; ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ مهر ،۱۳۸٥

:::::::::::::::: ويژه نامه شبهای قدر (اعمال شب‌هاي قدر):::::::::::::::

اعمال شب‌هاي قدر

شب نوزدهم:

اولين شب از شب‌هاي قدر است و شب قدر همان شبي است که در تمام سال شبي به خوبي و فضيلت آن نمي‌رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدير امور سال رقم مي‌خورد و ملائکه و روح که اعظم ملائکه است در آن شب به اذن پروردگار به زمين نازل مي‌شوند و به خدمت امام زمان عليه‌السلام مشرف مي‌شوند و آنچه براي هر کس مقدر شده است بر امام عليه السلام عرض مي‌کنند.

اعمال شب قدر بر دو نوع است: يکي آن که در هر سه شب انجام مي‌شود و ديگر آن که مخصوص هر شبي است.

اعمالي که در هر سه شب مشترک است:

1- غسل. (مقارن غروب آفتاب، که بهتر است نماز عشاء را با غسل خواند.)

2- دو رکعت نماز وارد شده است که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه توحيد بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ وَ اَتوبُ اِلَيهِ و در روايتي است که از جاي خود برنخيزد تا حق تعالي او و پدر و مادرش را بيامرزد.

3- قرآن مجيد را بگشايد و بگذارد در مقابل خود و بگويد: اَللّهُمَّ اِنّي اَسئَلُِکَ بِکِتابِکَ المُنزَلِ وَ ما فيهِا سمُکَ الاَکبَرُ و اَسماؤُکَ الحُسني وَ يُخافُ وَ يُرجي اَن تَجعَلَني مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار. پس هر حاجت که دارد بخواهد.

4- مصحف شريف را بگيرد و بر سر بگذارد و بگويد:

اَللّهمَّ بِحَقِّ هذاالقُرآنِ وَ بِحَقِّ مَن اَرسَلتَه بِه وَ بِحَقِ کُلِّ مومنٍ مَدَحتَه ُ فيهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَيهِم فلا اَحَدَ اَعرَفُبِ بِحَقِّکَ مِنکَ.

ده مرتبه بگويد: بِکَ يا الله

ده مرتبه: بِمُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِعليٍّ

ده مرتبه: بِفاطِمَةَ

ده مرتبه: بِالحَسَنِ

ده مرتبه: بِالحُسَين ِ

ده مرتبه: بِعليّ بنِ الحُسين

ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِيٍّ

ده مرتبه: بِجَعفَر بنِ مُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِموُسي بنِ جَعفَر ٍ

ده مرتبه: بِعليِّ بنِ عَليٍّ

ده مرتبه: بِعَلِيِّ بنِ مُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِالحَسَنِ بنِ عَلِيٍّ

ده مرتبه: بِالحُجَّةِ.

پس از اين عمل هر حاجتي كه داري طلب کن.

5- زيارت امام حسين عليه السلام است؛ که در روايت آمده است که چون شب قدر مي‌شود منادي از آسمان هفتم ندا مي‌کند که حق تعالي آمرزيد هر کسي را که به زيارت قبر امام حسين عليه السلام آمده است.

6- احيا داشتن اين شب‌ها. در روايت آمده هر کس احيا کند شب قدر را گناهان او آمرزيده شود هر چند به عدد ستارگان آسمان و سنگيني کوه‌ها و وزن درياها باشد.

7- صد رکعت نماز بخواند که فضيلت بسيار دارد، و افضل آنست که در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه توحيد بخواند.

8- اين دعا خوانده شود: اَللّهُمَّ اِنّي اَمسَيتُ لَکَ عَبدًا داخِرًا لا اَملِکُ لِنَفسي وَ اَعتَرِفُ...

اعمال مخصوص هر شب قدر

شب نوزدهم:

1- صد مرتبه "اَستَغفُرِاللهَ رَبي وَ اَتوبُ اِلَيه".

2- صد مرتبه " اَللّهُمَّ العَن قَتَلَةَ اَميرَالمومنينَ".

3- دعاي "يا ذَالَّذي کانَ..." خوانده شود .

4- دعاي " اَللّهَمَّ اجعَل فيما تَقضي وَ..." خوانده شود.

شب بيست و يکم:

فضيلتش زيادتر از شب نوزدهم است، و بايد اعمال آن شب را از غسل و احياء و زيارت و نماز، هفت قل هو الله و قرآن بر سر گرفتن و صد رکعت نماز و دعاي جوشن کبير و غيره در اين شب به عمل آورد، در روايات تاکيد شده در غسل و احياء و جدّ و جهد در عبادت در اين شب و شب بيست و سوم.

  
نویسنده : صادق ; ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ مهر ،۱۳۸٥

..............................ويژه ماه مبارک رمضان.........................

سلام به همگی و سلام به روزه دارهای این ماه عزیز چند وقتی بود که آبدیت نکرده بودم امیدوارم از دست من ناراحت نشده باشید ولی آمدم با دست پر اگر دانلود نکنید از دستتان رفته راستی نظر یادتون نره 

لینک قرائت 30 جزء قران کریم:

جزء اول قرآن

جزء دوم قرآن

جزء سوم قرآن

جزء چهارم قرآن

جزء پنجم قرآن

جزء ششم قرآن

جزء هفتم قرآن

جزء هشتم قرآن

جزء نهم قرآن

جزء دهم قرآن

جزء يازدهم قرآن

جزء دوازدهم قرآن

جزء سيزدهم قرآن   

جزء چهاردهم قرآن

جزء پانزدهم قرآن

جزء شانزدهم قرآن

جزء هفدهم قرآن

جزء هجدهم قرآن

جزء نوزدهم قرآن

جزء بيستم قرآن

جزء بيست و يکم قرآن

جزء بيست و دوم قرآن

جزء بيست و سوم قرآن

جزء بيست و چهارم قرآن

جزء بيست و پنجم قرآن

جزء بيست و ششم قرآن

جزء بيست و هفتم قرآن

جزء بيست و هشتم قرآن

جزء بيست و نهم قرآن

جزء سي ام قرآن

دعاي سحر

مناجات هاي حاج منصور

Download

Play

مناجات 1

Download

Play

مناجات 2

Download

Play

مناجات 3

Download

Play

مناجات 4

Download

Play

مناجات 5

Download

Play

مناجات 6

Download

Play

مناجات 7

Download

Play

مناجات 8

Download

Play

مناجات 9

Download

Play

مناجات 10

Download

Play

مناجات عبدالباسط

تواشيح

Download

Play

تواشيح 1

Download

Play

تواشيح 2

Download

Play

تواشيح 3

Download

Play

تواشيح 4

Download

Play

تواشيح 5

Download

Play

تواشيح 6

Download

Play

تواشيح 7

Download

Play

تواشيح 8

Play

Download

اذان 6

Play

Download

اذان 1

Play

Download

اذان 7

Play

Download

اذان 2

Play

Download

اذان 8

Play

Download

اذان 3

Play

Download

اذان 9

Play

Download

اذان 4

Play

Download

اذان 10

Play

Download

اذان 5

Play

Download

محمد رسول الله

Play

Download

14 معصوم

Play

Download

يا علي يا عظيم

Play

Download

اللهم لك صمنا

Play

Download

ربّنا

Play

Download

اللهم شهر رمضان

Play

Download

يا خيرُ مَن جعل وجُوه

Play

Download

الغوث

Play

Download

يا بهجتي

Play

Download

الله الله

Play

Download

يا نبي

Play

Download

الله اكبر

Play

Download

يا مولانا

Play

Download

اسماء اعظم

Play

Download

يا عالمان

Play

Download

اسماء الحسني 1

Play

Download

يا رب

Play

Download

اسماء الحسني 2

Play

Download

سبحان الله

Play

Download

بسم الله

Play

Download

نور الهدي

Play

Download

بسم الله النّور

Play

Download

نبيُّ اُميُّ

Play

Download

الهنا

Play

Download

مولاهُ يا مولا

Play

Download

لا اله الّا الله

Play

Download

بلاغت اولي

Play

Download

مناجات 1

Play

Download

اولُنا محمّد

Play

Download

مناجات 2

Play

Download

السّلام يا ثارالله

Play

Download

مناجات 3

Play

Download

الرَّحمن

Play

Download

مناجات 4

Play

Download

مرحبا 3

Play

Download

مرحبا 1

Play

Download

مرحبا 4

Play

Download

مرحبا 2

Play

Download

مرحبا 5

Play

Download

احمد

Play

Download

منل مدينا

Play

Download

الله

Play

Download

محمد مصطفي

Play

Download

الله

Play

Download

مولا

Play

Download

النبي

Play

Download

مناجات

Play

Download

الله الله

Play

Download

محمد رسول الله

Play

Download

الله اكبر

Play

Download

نبي

Play

Download

اسماء الجليل 1

Play

Download

سلام الا سيدی مصطفي

Play

Download

اسماء الجليل 2

Play

Download

صلّ علي محمد

Play

Download

هذا البشير 1

Play

Download

صلّ علي مصطفي

Play

Download

هذا البشير 2

Play

Download

صلّ الا و سلّم

Play

Download

يا حبيبي

Play

Download

صلّ الله

Play

Download

يا امام الاوليا

Play

Download

جنّات

Play

Download

بمولاه

Play

Download

يا جليل

Play

Download

صلّ علي النّبي

Play

Download

حقُّ المبين

Play

Download

لنفسي

Play

Download

يا كريم

Play

Download

سبحان الله

Play

Download

قلبِ والحاجات

Play

Download

أمَّ يدعكم

  

 

Play

Download

إنَّ الحَق

ما را هم دعا کنید خوبان

اللهم صل علی محمد و آل محمد

 

  
نویسنده : صادق ; ساعت ٦:٤٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ مهر ،۱۳۸٥

آداب روزه داری

ادب عمومي؛ پرهيز از محرمات

مسئله: لازم نيست انسان نيت روزه را از قلب خود بگذراند يا مثلا بگويد فردا را روزه مى‌گيرم بلكه همين قدر كه بنا داشته باشد براى انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب كارى كه روزه را باطل مى‌كند انجام ندهد، كافى است و براى آن كه يقين كند تمام اين مدت را روزه بوده، بايد مقدارى پيش از اذان صبح و مقدارى هم بعد از مغرب از انجام كارى كه روزه را باطل مى‌كند خوددارى نمايد.

ادب عمومي (پرهيز از محرمات)

اميرالمؤمنين علي عليه السلام فرمودند: من به پيامبر خدا عرض كردم: برترين كارها در اين ماه چيست؟ فرمود: «اي اباالحسن! برترين كارها در اين ماه، پرهيز از حرام‌هاي خداست.»(1)

خواندن نافله: پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند: هر كس در ماه رمضان، هر شب دو ركعت نماز بخواند و در هر ركعت، يك بار «فاتحة‌الكتاب» و سه بار سوره‌ي «قل هو الله احد» بخواند؛ سوگند به آن كه مرا به حق به پيامبري برانگيخت، خداوند براي هر ركعت، صد هزار فرشته مي‌آفريند كه براي او حسنات مي‌‌نويسند و گناهان را از او محو مي‌كنند و درجات او را بالا مي‌برند و خداوند، پاداش كسي را به او مي‌دهد كه هفتاد برده آزاد كرده باشد.

ادب روز اول:

امام كاظم عليه السلام فرمودند: هر كس هنگام فرارسيدن ماه رمضان دو ركعت نماز مستحب بخواند و در ركعت اول، سوره‌ي «حمد» و «فتح» و در ركعت دوم (بعد از حمد) هر سوره‌اي را كه دوست داشت بخواند، خداوند بدي آن سال را از او دور مي‌كند و همواره در امان خداوند خواهد بود تا همان هنگام از سال آينده. (2)

پي‌نوشت‌ها:

1- بحار الانوار، ج 96، ص 358، ح 25.

2- اقبال الاعمال، ج1، ص 197/ بحار الانوار، ج 97، ص 353، ح 3.

ادب عمومي؛ پرهيز از غيبت

مسئله: اگر در روزه واجب معينى مثل روزه رمضان از نيت روزه گرفتن برگردد، روزه‌اش باطل است، ولى چنانچه نيت كند كه چيزى را كه روزه را باطل مى‌كند بجا آورد در صورتى كه آن را انجام ندهد، روزه‌اش باطل نمى‌شود.

ادب عمومي(پرهيز از غيبت)

پيامبر خدا صلي‌ الله ‌عليه ‌و آله فرمودند: «روزه‌دار تا وقتي‌ كه از مسلماني غيبت نكند در حال عبادت است هر چند در بسترش خفته باشد.» (1)

و نيز پيامبر اكرم صلي ‌‌الله ‌عليه ‌و ‌آله‌ فرمودند: « هرگاه روزه‌دار غيبت كند، روزه‌اش را گشوده است.»(2)

پي‌نوشت‌ها:

1- فضائل‌الاشهر الثلاثة، ص 122.

2- عوالي الالي، ج 1، ص 263.

ادب عمومي؛ پرهيز از دشنام دادن

مسئله: نه چيز روزه را باطل مى‌كند:

اول: خوردن و آشاميدن،

دوم:جماع،

سوم: استمنا،

چهارم: دروغ بستن به خدا و پيغمبر و جانشينان پيغمبر عليهم السلام،

پنجم: رساندن غبار غليظ به حلق،

ششم: فرو بردن تمام سر در آب،

هفتم: باقى ماندن بر جنابت و حيض و نفاس تا اذان صبح،

هشتم: اماله كردن با چيزهاى روان

نهم: قى كردن.

ادب عمومي (پرهيز از دشنام دادن):

پيامبر خدا صلي ‌الله ‌عليه ‌و ‌آله فرمودند: وقتي روزه‌داري، دشنام مده و اگر كسي دشنامت داد بگو: من روزه‌ام و اگر ايستاده بودي بنشين ]تا خشمت فرو نشيند[.(1)

همچنين فرمود: «هيچ بنده‌ي شايسته‌اي نيست كه دشنامش دهند و بگويد «من روزه‌ دارم، سلام بر تو!‌ آن‌ گونه كه دشنامم دادي من تو را دشنام نمي‌دهم» مگر آن كه پروردگار متعالي گويد «بنده‌ي من از شرّ بنده‌ي من به روزه پناه برد، من هم او را از آتش پناه دادم».(2)

پي‌نوشت‌ها:

1- كنز العمال، ج 8، ص 508.

2- الكافي، ج 4، ص 88.

ادب عمومي؛ پرهيز از هرچه خدا ‌آن‌ را خوش ندارد

مسئله:

اگر روزه‌دار عمداً چيزى بخورد يا بياشامد، روزه او باطل مى‌شود، چه خوردن و آشاميدن آن چيز معمول باشد مثل نان و آب، چه معمول نباشد مثل خاک و شيره‌ي درخت، و چه كم باشد يا زياد، حتى اگر مسواک را از دهان بيرون آورد و دوباره به دهان ببرد و رطوبت آن را فرو برد، روزه‌ي او باطل مى‌شود، مگر آن كه رطوبت مسواک در آب دهان به طورى از بين برود كه رطوبت خارج به آن گفته نشود.

ادب عمومي (پرهيز از هرچه خدا ‌آن‌ را خوش ندارد):

امام سجاد عليه السلام در دعاي خويش هنگام ورود ماه رمضان مي‌فرمايد: «خداوندا... ما را بر روزه‌داري اين ماه ياري كن، با نگه‌داشتن اعضا از نافرماني‌ات و به كارگيري آنها در آنچه خشنودت مي‌سازد، تا آن كه با گوش‌هايمان به بيهوده گوش نسپاريم و با چشم‌هايمان به بازيچه نشتابيم و دستان خويش را به آنچه ممنوع است، نگشاييم و با گام‌هايمان به سوي آنچه حرام است، راه نپوييم و تا آن كه شكممان جز از آنچه حلال كرده‌اي، پر نشود و زبان‌هايمان جز به آنچه فرموده‌اي، گويا نشود و خود را جز در آنچه ما را به پاداش تو نزديك مي‌سازد، به زحمت نيفكنيم و جز به آنچه از كيفرت باز مي‌دارد، نپردازيم. (1)

پي‌نوشت:

1- صحيفه‌ي سجاديه، دعاي 44.

ادب عمومي؛ سحري خوردن

مسئله:

اگر موقعى كه مشغول غذا خوردن است بفهمد صبح شده، بايد لقمه را از دهان بيرون آورد، و چنانچه عمداً فرو برد، روزه‌اش باطل است و به دستورى كه بعداً گفته خواهد شد، كفاره هم بر او واجب مى‌شود.

ادب عمومي: (سحري خوردن)

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: «سحري بخوريد هر چند كه يك جرعه آب باشد. همانا درود خدا بر كساني باد كه سحري مي‌‌خورند.»(1)

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: «خرما سحري خوبي براي مؤمن است.»(2)

پي‌نوشت‌ها:

1- تهذيب الاحكام، ج 4، ص 198.

2- بحار الانوار، ج 62، ص 296.

ادب عمومي؛ عطر زدن

 

مسئله:

احتياط واجب آن است كه روزه‌دار از استعمال آمپولى كه به جاى غذا به كار مى‌رود، خوددارى كند، ولى تزريق آمپولى كه عضو را بى‌حس مى‌كند يا به جاى دوا استعمال مى‌شود، اشكال ندارد،

(در اين مسئله نظر شريف حضرت آية ‌الله العظمي صافي گلپايگاني آن است كه: احتياط مستحب آن است كه روزه‌دار از استعمال آمپول خوددارى كند و فرقى بين آمپول‌ها نيست، و اگر لازم شد و تزريق كرد، روزه او باطل نمى‌شود.)

 

ادب عمومي (عطر زدن):

حسن بن راشد مي‌گويد امام صادق عليه السلام وقتي روزه مي‌گرفت خود را با عطر خوش‌بو مي‌ساخت و مي‌فرمود: «بوي خوش، هديه‌ي روزه‌دار است.»(1)    

 

پي‌نوشت:

1- الكافي، ج 4، ص113.

ادب عمومي؛ خواب نيم‌روز

مسئله:

فرو بردن آب دهان، اگر چه به واسطه خيال كردن ترشى و مانند آن در دهان جمع شده باشد، روزه را باطل نمى‌كند.

ادب عمومي (خواب نيم‌روز)

امام كاظم عليه السلام فرمودند: «در نيم‌روز بخوابيد به درستي كه خداوند روزه‌دار را در خوابش سير و سيراب مي‌كند.» (1)

پي‌نوشت:

1- الكافي، ج4، ص 65.

ادب روزه؛ انجام ندادن كاري كه به ضعف مي‌انجامد


bbمسئله:

انسان نمى‌تواند براى ضعف روزه را بخورد، ولى اگر ضعف او به قدرى است كه معمولا نمى‌شود آن را تحمل كرد، خوردن روزه اشكال ندارد،

ادب روزه (انجام ندادن كاري كه به ضعف مي‌انجامد)

از امام باقر عليه السلام درباره‌ي كسي پرسيدند كه وارد حمام مي‌شود در حالي كه روزه است، فرمود: «تا وقتي كه بيم ضعف نداشته باشد بي‌اشكال است.»

ادب عمومي؛ مسافرت نكردن در ماه رمضان

مسئله:

فرو بردن اخلاط سر و سينه، تا به فضاى دهان نرسيده، اشكال ندارد، ولى اگر داخل فضاى دهان شود، احتياط واجب آن است كه آن را فرو نبرد.

ادب عمومي (مسافرت نكردن در ماه رمضان):

امام علي عليه السلام فرمود: سزاوار نيست وقتي كه ماه رمضان مي‌رسد بنده به سفر برود چون خداوند فرموده است «پس هر كس از شما اين ماه را شاهد بود آن را روزه بگيرد.»

ادب روزه؛ جلو انداختن نماز

مسئله:

اگر روزه‌دار استمنا كند روزه‌اش باطل مى‌شود، و بايد كفاره‌ي جمع بدهد.

ادب روزه (جلو انداختن نماز):

امام باقر عليه السلام فرمودند: «نماز را بر افطار مقدم مي‌داري مگر آن كه با گروهي باشي كه اول افطار مي‌كنند. پس با آنان مخالفت نكن و با ايشان افطار كن وگرنه اول نماز بخوان چرا كه بهتر از افطار است و نمازت با حالت روزه نوشته مي‌شود و اين نزد من محبوب‌تر است.»(1)

پي‌نوشت:

1- المقنعه، ص 318 .

ادب عمومي؛ صدقه دادن

مسئله:

اگر روزه‌دار به گفتن يا به نوشتن يا به اشاره و مانند اينها، به خدا و پيغمبر و جانشينان آن حضرت عمداً نسبت دروغ بدهد، اگر چه فورا بگويد دروغ گفتم، يا توبه كند، روزه‌ي او باطل است، و احتياط واجب آن است كه حضرت زهرا سلام الله عليها و ساير پيغمبران و جانشينان آنان هم در اين حكم فرقى ندارند.

ادب عمومي (صدقه دادن):

امام رضا عليه السلام فرمود: «هر كس پيش از افطار كردنش گرده‌اي نان به بينوايي صدقه دهد، خداوند گناهش را مي‌آمرزد و براي او ثواب آزاد كردن بنده‌اي از فرزندان اسماعيل را مي‌نويسد.» (1)

پي‌نوشت:

1- بحار الانوار، ج 96، ص 318.

ادب عمومي؛ خواندن سوره‌ي قدر

مسئله:

اگر روزه‌دار چيزى را به اعتقاد اين كه راست است از قول خدا يا پيغمبر نقل كند و بعد بفهمد دروغ بوده، روزه‌اش باطل نمى‌شود.

ادب عمومي: (خواندن سوره‌ي قدر):

امام سجاد عليه السلام فرمود: «هر كس هنگام افطاري و سحري خوردن، سوره‌ي «انا انزلناه في ‌ليلة القدر»‌ را بخواند. در ميان آن دو (وقت) مانند كسي خواهد بود كه در راه خدا به خون خويش آغشته است.»(1)

پي‌نوشت:

1- الاقبال، ج1، ص240.

ادب عمومي؛ دعا كردن

مسئله:

رساندن غبار غليظ به حلق روزه را باطل مى‌كند، چه غبار چيزى باشد كه خوردن آن حلال است، مثل آرد، يا غبار چيزى باشد كه خوردن آن حرام است.

ادب عمومي( دعا كردن):

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمودند: هر بنده‌ي روزه‌داري هنگام افطارش يك دعاي مستجاب دارد كه يا در دنيا به او داده مي‌شود و يا براي آخرتش ذخيره مي‌شود.(1)

آداب ويژه‌ي شب پانزدهم:

شب پانزدهم ماه مبارك رمضان شب ميلاد امام حسن مجتبي عليه السلام و به روايتي ميلاد امام محمد جواد عليه السلام است.

در اين شب غسل مستحب است. همچنين زيارت امام حسين عليه السلام و نيز خواندن صد ركعت نماز. پيامبر ‌خدا صلي الله عليه و آله فرمود: «هر كس در شب نيمه‌‌ي رمضان صد ركعت نماز بخواند كه در هر ركعت، سوره‌ي حمد و ده ‌بار سوره‌ي «قل هو الله احد» بخواند خداوند ده فرشته به سوي او مي‌فرستد كه دشمنان او را از جن و انس از او دفع كنند و در هنگام مرگش سي فرشته مي‌فرستد كه او را به بهشت مژده دهند و سي فرشته كه او را مژده‌ي ايمني از آتش دهند.»

پي‌نوشت‌:

1- مكارم الاخلاق، ج1، ص300.

ادب عمومي؛ دعاي هنگام افطار

مسئله:

احتياط واجب آن است كه روزه‌دار دود سيگار و تنباكو و مانند اينها را هم به حلق نرساند، ولى بخار غليظ روزه را باطل نمى‌كند، مگر اين كه در دهان به صورت آب در آيد و فرو دهد.

ادب عمومي (دعاي هنگام افطار)

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود: دعاي روزه‌دار در هنگام افطار چنين است: «الّلهم إنّي أسئلُكَ برَحمَتِكَ الّتي وَسِعَت كُلَّ شئٍ أن تَغفِرَ لي ذُنوبي.»(1)

امام حسن عليه السلام فرمود: «هر روزه‌دار هنگام افطار يك دعاي مستجاب دارد پس چون وقت اولين لقمه شد بگو: «بِاسمِ الله،‌ يا واسعَ المَغفِرَة اِغفِرلي» پس هر كس هنگام افطارش چنين گويد آمرزيده مي‌شود.»(2)

پي‌نوشت‌ها:

1- مستدرك الوسايل، ج7، ص 361.

2- الاقبال، ج1، ص 244.

ادب اختصاصي شب قدر

مسئله:

اگر جنب در ماه رمضان غسل را فراموش كند و بعد از يك روز يادش بيايد، بايد روزه آن روز را قضا نمايد، و اگر بعد از چند روز يادش بيايد، بايد روزه هر چند روزى را كه يقين دارد جنب بوده قضا نمايد، مثلاً اگر نمى‌داند سه روز جنب بوده يا چهار روز، بايد روزه سه روز را قضا كند.

ادب اختصاصي(شب قدر):

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود: موسي(ع) عرض كرد: خدايا نزديكي به تو را مي‌خواهم. فرمود: نزديكي به من براي كسي است كه شب قدر را بيدار مي‌ماند. عرض كرد: خدايا رحمت تو را مي‌خواهم. فرمود: رحمت من براي كسي است كه در شب قدر بر بينوايان ترحم كند. عرض كرد: خديا عبور از صراط را مي‌خواهم. فرمود: آن براي كسي است كه در شب قدر صدقه‌اي بدهد. عرض كرد: خدايا درختان و ميوه‌هاي بهشتي مي‌خواهم. فرمود: آن براي كسي است كه در شب قدر تسبيح گويد. عرض كرد خدايا رهايي از آتش را مي‌خواهم. فرمود: آن براي كسي است كه در شب قدر آمرزش بخواهد و استغفار كند. عرض كرد: خدايا خرسندي تو را مي‌خواهم فرمود: خرسندي من براي كسي است كه در شب قدر دو ركعت نماز بگزارد.

ادب عمومي؛ خواندن سوره‌ي قدر

مسئله:

اگر روزه‌دار چيزى را به اعتقاد اين كه راست است از قول خدا يا پيغمبر نقل كند و بعد بفهمد دروغ بوده، روزه‌اش باطل نمى‌شود.

ادب عمومي: (خواندن سوره‌ي قدر):

امام سجاد عليه السلام فرمود: «هر كس هنگام افطاري و سحري خوردن، سوره‌ي «انا انزلناه في ‌ليلة القدر»‌ را بخواند. در ميان آن دو (وقت) مانند كسي خواهد بود كه در راه خدا به خون خويش آغشته است.»(1)

پي‌نوشت:

1- الاقبال، ج1، ص240.

.................................التماس دعا..............................

  
نویسنده : صادق ; ساعت ٥:٥٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ مهر ،۱۳۸٥

ولادت کريم اهل بيت امام حسن مجتبی مبرک باد

ولادت

حسین سیب سرخی

سلام ای در صبوری بی قرینی

حسین سیب سرخی

گل بریزید که نگارم آمدنی شد

حاج محمد رضا طاهری

زسبوی عشق تو مستم، گل زهرا

حاج محمد رضا طاهری

اختری تابان زبرج بو تراب آورده ای

حاج محمود کریمی

تو دلم خدا می دونه، چه قیامتی که برپاست

حاج محمود کریمی

میلاد امام حسن مجتبی (ع)

حاج محمود کریمی

ميلاد امام حسن مجتبى (ع) ـ بخش 1

حاج محمود کریمی

ميلاد امام حسن مجتبى (ع) ـ بخش 2

حاج محمود کریمی

ميلاد امام حسن مجتبى (ع) ـ بخش 3

حاج محمود کریمی

ميلاد امام حسن مجتبى (ع) ـ بخش4

حاج محمود کریمی

ميلاد امام حسن مجتبى (ع) ـ بخش5

حاج محمود کریمی

ميلاد امام حسن مجتبى (ع) ـ بخش6

شهادت

عبدالرضا هلالی

حسن حسن /28صفر

 

زیارت

...

زیارتنامه امام حسن (ع)

...

زيارت حضرت امام حسن (ع)

 

مولودی

Download

Play

اميد دلها آمده

1

Download

Play

اي گل زهرا

2

Download

Play

اي مظهر جمال خدا

3

Download

Play

بي همگان به سر شود

4

Download

Play

كريم آل طه

5

Download

Play

گل ياسمن آمد

6

Download

Play

مژده آمد به دنيا امام حسن

7

Download

Play

مولا كريم آل الله

8

التماس دعا  صلوات یادتون نره

  
نویسنده : صادق ; ساعت ٥:۳٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ مهر ،۱۳۸٥

من، روزه‌دار عاشقي‌ام

با ياد خداي قدر

1" را فرياد مي‌زنم تا

صداي قدم‌هاي ماهِ خوبي‌ها، دل ِ خاکي‌ام را آگاه ساخته است که لحظه‌ي وداع نزديک است.

لحظه‌ي وداع با ماه مهدي، با شعبان، و من در آخرين ثانيه اين ماه به مناجات شعبانيه نشسته‌ام "و اسمَع دُعائي اِذا دَعَوتُک2" را با ناله و زاري هجي کنم. و اينک رمضان است، ماه ِخدايي که قلبم حرم اوست. ماه بي‌نياز مطلق، ماه الله. و من در اين ماه مهمانم. دلم براي واژه واژه‌ي کتاب خدا تنگ است و من مي‌خوانم؛ "الف لام ميم"، عشق من در دستان تو، اي تنها مونس

 پس از آن "و اسمَع نِدائي اِذا دَعَوتُک من. "ذلک العشقِ" من، "لاريب فيه"، اي خداي عاشقي‌ام . من در آغوش مُهر دلدادگي‌ام. و باران روزه‌داري‌ام "انتَ ربُّ العظيم4" و عطر سحري که با صلوات‌هاي مادر عجين گشته است و شبنم انتظار برمژگانم آغاز مي‌کنم تا با صداي "فَاَجِبني يا الله" دو رکعت نماز عاشقي به جا آورم و دلِ خاکيِ بي‌پناهم را در پناه "يس والقرآن الحکيم" پناه دهم که تنها مأمن من تو هستي اي خداي ديدگانم و من، زير چتر پروردگاريت، از باران غم، که در اين زندان، بر سر و رويم مي‌بارد ايمن شوم . من، روزه‌دار عاشقي‌ام. تشنه‌ي ديدار توأم. نگاهم کن تا سيراب شوم. نگاهم را پذيرا باش که هر چه سفير تو، قرآن را مي‌نگرم سير نمي‌شوم. 5.3" را براي تو، اي بي‌مثال داد مي‌زند.

صبح دلدادگي‌ام را با آهنگ دل نواز "الّلهم اِني اَسئَلُک مِن بَهائِک

عطر آش نذري همسايه و صداي ربّناي استاد، تمناي دلم را آشکارتر ساخته است تا من عاشقانه‌تر به ختم شميم عاشقي‌ام بپردازم و آل عمران دلم را در عدد سي فرياد کنم. "ربّنا لا تُزِغ قُلوبَنا بَعدَ اِذ هَدَيتَنا و هَب لَنا مِن لَدُنکَ رَحمَة اِنَّکَ انتَ الوهّاب6"، مرا به کلبه‌ات بازگردان.

 اي خداي آسمانيِ دلِ خاکي‌ام "رُدَّ کُلَّ غَريب7 !

مني که دَم عاشقي‌ات، گِل وجودم را بيدار ساخت، با نسيم نوازشت دوباره بيدارم ساز؛

اي کسي که "عَلي کُلِّ شَيءٍ قَدير"ي .

 بار الها، ببخشا که من ِ خاکي، آلوده‌ي دنيا گشته‌ام.

اي خداي شَهر ِ رمضان که "اَنزَلتَ فيه" کتاب جاويدان را، "اِغفرلي تِلکَ الُذنوب العِظام" راکه کسي جز معبود دلم نمي‌بخشايد "يا علّام" .

فرشتگان بارگاهت در اين قدر آسماني، زمين را به قدر آورده‌اند تا قدر دلتنگي‌ام را به مهدي‌ات بگويند و مهدي بداند که من، من ِ منتظِر، از انتظار خسته نمي‌شوم تا بيايد ... العَجَل العَجَل العَجَلَ8" به عهدت وفا کن بگو بيايد "يا مُعافي".

و من ضجّه مي‌زنم "يا مُفيَّ العَهد

من ِ باراني با آمدنش عافيت مي‌يابم، بگو بيايد. "اِنّا اَنزَلناه ُ في لَيلَة القدر" قرآن در حضور ستارگان آسماني مي‌درخشد و من، دلم براي حضور مهدي مي‌تپد.

 "و ما اَدراک ما لَيلَةُ القدر" و کسي انتظارم را درک نمي‌کند "لَيلَةُ القدرِ خيرٌ مِن اَلفِ شَهر" هزار ماه کم است بگو هزار سال "تَنَزَّلُ الملئِکةُ و الرّوح"، تا درد انتظارِ مرا، به سويت آورند؟

من منتظرم! بگو بيايد.

"سلامٌ هيَ حتّي مَطلَع الفَجر" تا وقتي تو بيايي همه شب، شب ِ قدر من است و من تا صبح مي‌گريم، تا صبح ناله مي‌کنم، تا صبح مي‌خوانم سرود ِ زندگي بخش را: "اللّهم کُن لِوَليّک َالحجَّةِ ابنِ الحَسَن". روزه‌دار، سالگرد عاشقيت، سالگرد روزه‌داريت مبارک باد!!!

روزه‌دار، سالگرد عاشقيت، سالگرد روزه‌داريت مبارک باد!!!

  
نویسنده : صادق ; ساعت ٥:۱٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ مهر ،۱۳۸٥