یا اباصالح مددی

 

تو ای عشقُو ای تمام وجودم

تو بودُ ونبودم

فدای رُخ تو همه عالم

بیا بنگر بر دل غم دیده

که لیلی ندیده

زِغم چه کشیده

به این عالم

یک دم بنگر حال زار مرا

بی قرار مرا

ای تمام اُمیدم تُوصبح سپیدم

زِ نرگس چشمت ببین چه کشیدم

یا اباصالح مددی یا اباصالح مددی یا اباصالح

مرا راهی کن سوی میخانه

بده پیمانه به این دیوانه تو ای ساقی

تو میدانی ز عشق تو خمارم

پیاله ندارم که داروُ ندارم تویی ساقی

بنگر مرغ لب بسته منم

دل شکسته منم

تا سحر بیدارم

سر به زانو دارم

از تو دارم ای گل هر چه که دارم

یا اباصالح مددی یا اباصالح مددی یا اباصالح

مرا راهی کن سوی میخانه

بده پیمانه به این دیوانه تویی ساقی

تو میدانی ز عشق تو خمارم

پیاله ندارم که داروُ ندارم تویی ساقی

بیا بنگر بر دل من

بنگر بر دل غمدیده

که لیلی را ندیده

که زغمها چه کشیده

چو به این عالم

یک دم بنگرحال مرا

بی قرار مرا

ای تمام اُمیدم

تو صبح سپیدم

زِ نرگس چشمت ببین چه کشیدم

ای جان من

غرق سودای تو

وین تماشای تو

دل ندارد ذوق گفتگویت

بی جلوه ات آرزو بی حاصل

بی تو در باغ دل

خود بروید سرو آرزویت

گر در کویش برسی برسان

این پیام مرا

ای چراغ رویت

من ندارم دیگر

تاب این شبهای

َسردُ خاموش

هرگز هرگز باور نکنم

عهد و پیمان ما شد فراموش

یا اباصالح مددی یا اباصالح مددی یا اباصالح

 

  
نویسنده : صادق ; ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ آذر ،۱۳۸٤

یا زهرای غریب

جای زهرا به خدا، جز دل مولا نباشه....................... جای دریا که به غیر از دل دریا نباشه

اگه زهرا نباشه، میخوام که دنیا نباشه..................... نباشه هر کی میخواد که نام زهرا نباشه

عاشقم کُن ای خدا، که غیر زهرا ندونم..................... تا ابد زهرا را گیسمو زهرا بخونم

دل مجنون اگه جز نغمه لیلا نخونه.......................... دل دیونه من ، به غیر زهرا ندونه

اگه زهرا نِمی بود، دنیا یُو اُقبایی نبود..................... اثر از هستی نبود، اگه زهرایی نبود

روزگارای قدیم تو مدینه یه خونه بود..................... که تو اُون خونه ساقی بودُ یک پیمونه بود

اهل اون خونه گل سر سبد هستی بودن................... هر کدوم دریای بینهایت مستی بودن

َدرِ هستی به روی دَرِ اون خونه باز میشُد............... هرنیازمندی دَرِ اون خونه بی نیاز میشُد

اهل اون خونه دو دستِ رحمت خدا بودن................ همه با وفا یُو با صفا یُو با َسخا بودن

ساقر شکستی خونه مولا فاطمه............................. حسنُ حسینو زینب سه تا دوردونه بودن

که شمع مادر مثل پروانه بودن.............................. پیر مِی خونه َشبو روز به اون خونه سر میزد

دل مَستِش برای دیدن ساقی پر میزد...................... یه حروم زاده با یک عده ارازل اومدن

دَر اون خونه را از بُغز حسد آتیش زدن.................. به رُخ بانوی هستی زِ حَسد سیلی زدن

روبه روی چشمش نون سیلی به لیلی زدن............. وای وای وای وای وای

خانوم بی تو میمیرم .......................................... بی تو میمیرم

  
نویسنده : صادق ; ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ آذر ،۱۳۸٤

یا علی

با تو که آشنا شدم، بهتر از این نمشود ...................... پاک و زِ ما سوا شدم، بهتر از این نمشود

سوز تُو وجود من، بودِ تُیو نبودِ من.......................... دود شدم هوا شدم ، بهتر از این نمشود

تا به تو دیده دوختم،هستی خیشو سوختم................... مُخلصو بی نوا شدم، بهتر از این نمشود

پای زدم به هر هوس ، بشکستم من این نفس............. روح شدم هوا شدم، بهتر از این نمشود

بی همگان به سر شود، بی تو به سر نمشود............... داغ تو دارد این دلم بار دگر نمشود

آقام عهدِ تُیو وفای من،حکم تُیو رضای من................. کشته شدم فدا شدم، بهتر از این نمشود

در غمت ای هستی من، مایه سرمستی من.................. نیست شدم فنا شدم، بهتر از این نمشود

رندی خود عیال کنم، ذکر تو در نهان کنم.................. عاشقو بی ریا شدم، بهتر از این نمشود

خوشتر از این چه میشود، بهتر از این چه میشود....... بی خود وبا خدا شدم ، بهتر از این نمشود

آقام گرد حرم دویده ام ، صفا یُو مروه دیده ام............. هیچ کُجا برای من کربُبلا نمیشود

آقا خودت خوب میدونی، من سر سفری تُیم............... تموم عالم بدونه سگ گرسنه تُیم

  
نویسنده : صادق ; ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ آذر ،۱۳۸٤

یا ابو فاضل سالار زینب

ای همه دلخوشی من مرو سالار زینب

پناه خیمه و حرم مرو دلدار زینب

دق می کنم از دوریت آخه سقایم هستی

در شام تار بی کسی تو فقط یارم هستی

یا ابو فاضل سالار زینب

ساقی لشگر منی برو آبی بیاور

بخل تقاص فاطمه بزن بر خیل لشگر

گر میروی با خود ببر ای نگار مدینه

مشکی که آب آور شوی از برای سکینه

یا ابو فاضل سالار زینب

طاقت ندارم ببینمت با دو دست بریده

چون ناله ات بر ما رسید رنگ زینب پریده

چشمات دیگه نمی بینه مگه تیر خوردی ای وای

سرت را ای ماه حرم کی به می برده ای وای

یا ابو فاضل سالار زینب

سقای دشت کربلا ای علمدار شاه مظلومان یا ابوفاضل

در سرزمین نینوا چشم خونینت شمع نخلستان یا ابو فاضل

آهُ..... واویلا.... کو عموی ما

گوید حسین زینب جان بیا

شرمنده علی شدم دستم افتاده»« فرق بشکسته»« روی خاکم من »

چشم من آغشته به خون با تن خونین پهلو بشکسته سینه چاکم من

آهُ..... واویلا.... کو عموی ما

 

  
نویسنده : صادق ; ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ آذر ،۱۳۸٤

حسین جان

به سوی شامو کوفه ام

چه ظالمانه می برند

نمی روم ولی مرا

چه وحشیانه می برند

سر تو را به نیزهای

نشانده دشمن علی

نمی روم ولی مرا

به این بهانه میبرند

این دل تنگم عقده ها سالار زینب

گویی یا میل کربلا دارد سالار زینب

ابی عبدالله سالار زینب

ارباب ما ارباب تموم عالمه

از آقایش هر چی بگم بازم کمه

همه عالم میدونن

که در شورمو شیدم

مدیون ابا الفضل مجنون حسینم

تو سرشتم حسینه سرنوشتم حسینه

بی خیال بهشتم من

چون بهشتم حسینه

رنگ و بویم حسینه

خلقو خویم حسینه

دائما در نمازم من

چون وضویم حسینه

اعتقادم حسینه

در نهادم حسینه

کوری چشم دشمنان

إن یکادم حسینه

حسین

کاشکی خدا مدد کنه راه گناها سد کنه

کاشکی دوباره نزری

کاشکی دوباره قطری اشکاما بی عدد کنه

درد دلم دوا بشه

دلم پر از صفا بشه

دوباره مرغ دل من راهی کربلا بشه

هر چی میگم دوست دارم

محل نمیزاری آقا

اگه منا دوسم داری

قسمت بکن یه کربلا

  
نویسنده : صادق ; ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ آذر ،۱۳۸٤

گل حیدر زهرا

فداها...... ابوها ......گل حیدر زهرا

فاطمی خیمه صاحب زمان

کرده غوغا ناله های بی امان

قلب مهدی در عزای مادر است

روضه خوان فاطمه پیغمبر است

أل امان از قصه های بی حساب

قربت حیدر سلام بی جواب

فداها...... ابوها ......گل حیدر زهرا

فاطمی قلب زینب مستر است

فاطمی صد جفا بر حیدر است

أل امان از گریه های زینبی

قصه های فاطمه دُخت نبی

فاطمی محشر جورو جفاست

فاطمی قصه های مصطفی آست

فداها...... ابوها ......گل حیدر زهرا

أل امان از گریه های از گریه های بی صدا

از یتیمی حسینو مجتبی

فاطمی مقطل بانوی عشق

لرزه ها اُفتاده بر زانوی عشق

شد خسوف اینجا دگر ماه علی

آتشی زد بر فلک ماه علی

فاطمی قلب شاه دین شکن

چشم او از فرت غم به خون نشست

فاطمی دست حق هم بسته شد

حیدر تنها ز قربت خسته شد

لحضه ای که دست حیدر بسته شد

هرمت آل نبی بشکسته شد

فداها...... ابوها ......گل حیدر زهرا

 

  
نویسنده : صادق ; ساعت ٦:٥٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ آذر ،۱۳۸٤

حسین وای

وجود من سرای تو ...........تپش دل نوای تو

کاری دیگه بلد نیستم.........می خونم از چشای تو

امیر القمه......گل دو فاطمه...... نشونه تو دو صد لیلا

یل ام البنین .....برم بسه همین ....ابل فضلی باشم مولا

حسین وای حسین وای

شرابم اشک ماتم شد

ارباب من محرم شد

نصیبم از گدائیت

پادشاهی عالم شد

این اعتبارمه .......این افتخارمه........بگن جنون شده کارم

اگه نا قابلم نوشته رو دلم.........که سرمست علمدارم

حسین وای حسین وای

دلم هواتا کرده.................منا ببر به کربلا حسین

یاد چشاتا کرده ...............منا بخر تورا خدا حسین

وقتی دارم میمیرم............سراغ تو ای میگیرم حسین

وقتی که زنده بودم..........قبول به زکرت میگیرم حسین

تو حجله مادرم زنجیروصد علف بیارید

به جای قرآن خدا ..........نوار روضی حسین بزارید

رو خاک من بریزید........تربت کربلا کمی گل یاس

  
نویسنده : صادق ; ساعت ٦:٤٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ آذر ،۱۳۸٤

توجه

عالم همه در طواف عشق است و دایره داراین طواف حسین(ع)

  
نویسنده : صادق ; ساعت ۱:۱٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ آذر ،۱۳۸٤

حسین غریب یا مضلوم

ضربان قلب من............. نام دل آرای حسین

از ازل ما شده ای.......... مست تولای حسین

به خدا هر جا شنیدیم که حسین حسین میگن

رفتما تا که به من برات کربلا بدن

پادشاه دل من..............حضرت عباس تو شد

دل دیونه من ............. شیشه احساس تو شد

حبیبم....................... حسین یا ثار الله

کربلا شرح بلای زینبه....................کربلا هم آشنای زینبه

اگه از خاک بلا سوال کنی............... آشنا با کف پای زینبه

اگه خاک کربلا شفا میده................ چون قاطی با گریه های زینبه

اگه ما سینه زن حسین شدیم.......... مطمئنم از دعای زینبه

حبیبم....................... حسین یا ثار الله

اگه مهدی شال مشکی میندازه...........این همون شال عزای زینبه

اگه آقام شال مشکی میندازه.......... این همون شال عزای زینبه

اگه شام وکوفه شد ویران سرا.......... چون که جای خطبه های زینبه

اگه از شام میاد صوت علی.............. صوت همچون مرتضای زینبه

دیونه کجا داره جز در خونه حسین... دل دیونه من شده دیونه حسین

خوش به حال اونی که مست ودیونه تو شد...... سگ بی نام ونشونه درخانه تو شد

آدما ما رو به چشم دیونه صدا کنند................ هر کجا ما را ببینن دیونه صدا کنن

هر جا که میروم ز غمت دیده پر غم است........ هرسال و ماه وهفته وروزم محرم است

یک لحضه بی محبت تو کی کشم نفس............ دنیای بی حسینو برایم جهنم است

از ازل تو عالم آدما دیونه بودی.................... مست چشم ساقیو همدم پیمونه بودی

ما را تو دنیا آقا کم دیونه رقم زدن................. اسم ما را تو کتاب عاقلا رقم زدن

اهل عالم بشنوید فاش گویم مطلبم................. من سگ کوی سگ کوی سگان زینبم

من سگ کوی زینبم.................................... من سگ کوی زینبم

اَنا کَلبو زینب........................................... اَنا کَلبو زینب

  
نویسنده : صادق ; ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ آذر ،۱۳۸٤

آقا گندم بریز برام

آقا گندم بریز برام........آقا گندم بریز برام......... به خدا کفترت میشم

اگه که یک نگام کنی....اگه تو یک نگام کنی..... رفیق سر به رات میشم

دل هر کی یه یاری داره................................. دل ما با حسینه

ترانه ای که دل میبره................................... صدای یا حسینه

خدا میدونه خدا میدونه ............................... بهشت ما حسینه

جهنم کاری باهاش نداره.............................. بهشت ما حسینه

خدا میدونه به غیر حسین............................ خریداری ندارم

حسین میدونه به غیر خونش....................... دیگه جایی ندارم

اگه اون شهر وفا نکونه.............................. وفا داری ندارم

رخ از من بگردونه.................................... دیگه یاری ندارم

اگه آقام نگام نکونه................................... خریداری ندارم

چادر خاک آلود تو.................................... بُغز منا وا میکنه

به جای تو زینب تو.................................. درا به روم وا میکنه

بهشت بی نشونه من................................ بهشت بی نشونه

ای خدایا آتیش کی................................... زده از در زبونه

  
نویسنده : صادق ; ساعت ۱:۱۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ آذر ،۱۳۸٤

یار

دلم به عشق یارم.............. گرفته حال و هوایی

نوشته روی قلبم.............. یه خط کربُبلایی

همه هستیم حسینه........... می ومستیم حسینه

سرود لبم حسینه .............خواب هر شبم حسینه

منم اسیر زلف................ حبیبو دلبر زینب

زعشق رویش بنگر........ رسیده جانم بر لب

کعبه ام خال حسینه........ عمر من مال حسینه

مسجدم کوی حسینه....... قبله ام روی حسینه

دلم به عشق یارم........... گرفته حال و هوایی

نوشته روی قلبم........... یه خط کربُبلایی

به قبله رو میکنم ..........که قبله ام کربلاست

که قبله بر زینبوُ رقیه اش مبتلاست

کعبه دنبال حسینه .........سندش مال حسینه

بزنید به سیم آخر..........امسال سال حسینه

دلم به عشق یارم.......... گرفته حال و هوایی

نوشته روی قلبم........... یه خط کربُبلایی

تو را تو رامی خوانم......به شادمانی وغم

که میکشاند هر سو........دل مرا این پرچم

گره خُوردی حسینم........کشته مُردی حسینم

من سگ شاه دمشقم......عبد دلبر حسینم

دلم به عشق یارم.......... گرفته حال و هوایی

نوشته روی قلبم........... یه خط کربلایی

  
نویسنده : صادق ; ساعت ۱:۱٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ آذر ،۱۳۸٤

یا علی

بگو یا علی دردآتا از یاد ببر.............. بگو یا علی بهشتا یکجا بخر

ساده و بی بهونه............................ دل شده مست دلبر

می خوام بخونم امشب .................... ذکر قشنگ حیدر

از هیبتش بخونم ............................ بخونم از جمالش

از زور بازوانو............................... قدرت بی مثالش

بگو یا علی دردآتا از یاد ببر............. بگو یا علی بهشتا یکجا بخر

علی دوای دردم............................. علی دورت بگردم

وقتی میگم یا حیدر........................ پهلون نوردم

ضد علی چه کرده ......................... دیونه و نا مرده

شیعه تا آخر عمر.......................... دور علی می گرده

بگو یا علی دردآتا از یاد ببر........... بگو یا علی بهشتا یکجا بخر

  
نویسنده : صادق ; ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ آذر ،۱۳۸٤

یا ابوالفضل العباس

آن گل یاسی که هر دم میدهد بوی خدا

دل روبا یومحلقا یو ماه رو یو محجبی

تکیه گاه عاشقان است و یل کرُبِِِِِبلا

داستان عشق را او اول است وآخر است

زاده اُم البنینو یادگارحیدر است

رقص شمشیرش نهاده لرزه بر اندام خص

در ره مردانگی او مرتضایی دیگر است

ای جمال ماه تو زیبا تر از خورشیدو ماه

یوسفان ماه رو را خاک پایت بوسه گاه

گر حسین فاطمه پشت وپناه عالم است

بهر او تنها توهستی در یم غم سر پناه

نام زیبای تو دراعماق قلبم خانه کرد

سینه را دیوانه ، دیوانه کرد

بود تقدیر الهی این چنین کز روی لطف

از ازل روی تو را شمع و منا پروانه کرد

کربلا بی نام تو جز قصه دردی نبود

گر نمی بودی نشانی از جوان مردی نبود

از میان پهلوانانو یلان صف شکن

پیش رویت در نبرد حق هما وردی نبود

ابا الفضل ابا الفضل

آقا جان ابا الفضل

یل دریا دل عباس

یا ابو فاضل

بخوانید و از عشق احساسی ام من

زگهواره تا گور عباسیم من

اباالفضل اباالقضل

ارباب ابا الفضل

  
نویسنده : صادق ; ساعت ۱:٠۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ آذر ،۱۳۸٤

حتما بخوانيد

سلام دوستان اول شهادت امام جعفر صادق(ع) را به تمام مسلمانان جهان تسلیت میگویم شاید هیچ سایتی این مطالب را ننوشته ومن اولین کسی هستم که اینا را توی سایتش میزاره

من بر خلاف بعضی ها که دنبال هک واینجور چیزا هست نیستم من می خواهم چیزهایی توی سایتم بزارم در رابطه با اها بیت و امامان به خصوص امام زمان که سلام و صلوات براو باد میخواهم که آنها از ما راضی باشن من شروع میکنم با چند تا مداحی که باید آنها را به زبان مداحی بخوانید می دونید که چه طور البته طوری نوشتم که به مشکلی بر نخورید راستی صلوات یادتون نره التماس دعا

  
نویسنده : صادق ; ساعت ۳:۳٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٤

یا مهدی

سایتون سنگین مولا».........« من فدای اون چشتاتون»»

کوچه خیلی وقته مونده ......... چشم به راه قد ماتون

سایتون سنگین مولا.............. ما گلایه ای نداریم

هر کجا باشیم شما را.............. روی چشمامون میزاریم

سایتون سنگین مولا.............. غم نشسته تو صداتون

یه نگاه بندازید آخر............... آقا جون به زیر پاتون

اگه ما را دوست نداری............یه اشاره بسمونه

خودتون بگید که این دل......... بمیره یا که بمونه

ما دیگه حلقه بگوشیم......... ..هر چی تو بگی همونه

بگید این صدا براتون بخونه یا که نخونه

تا تو باشی یبن زهرا............. جمعمون سرد وکسل نیست

جمعه روز خوب عشق........... روز تعطیلی دل نیست

  
نویسنده : صادق ; ساعت ۳:۳۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٤

به یاد علی ابن موسی الرضا

تو صدام کن تو صدام کن

زائر کوی تو باشم

تا برای کفترات من

سر ظهر دونه بپاشم

دل من گرفته بونه

برای یه شب پریدن

پشت کوههای خراسان

مرقد خاکتا دیدم

دل من تنگه میدونی

کاشکی قابلم بدونی

همه عالم میدونن

تو آقای مهربونی

باسه اون هوای تازه............ که پر از عطر گلابه

اگه دستم به ضریحت............ برسه باسم یه خوابه

واسه اون حوض قشنگی....... که پر از آب ظلا له

واسه سنگفرشای ایون......... که برام خوابو خیاله

واسه اون کفشا که مردم....... روی پله در میارن

واسه اون شمعی که روشن.... توی صحن نو میزارن

  
نویسنده : صادق ; ساعت ۳:۳٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٤

یا فاطمه زهرا

وا ویلتا وا ویلتا

آی آدما از چی بگم

از کدوم از تا کی بگم

از چادر خاکی بگم

یا زخم سینه

خفتن روی پهلو بسه

راه رفتن با زانو بسه

کبودی بازو بسه

وای از مدینه

هر شهری یه رسمی داره

رسم مدینه اینه

اجر نبی را میزارن

با یه دری به سینه

وا ویلتا وا ویلتا

ای وای من ای وای من

کو چادر زهرای من

کو قامت رعنای من

بزاربمیرم

غریبی آقام علی

می کشدم مردم ولی

کسی نبینه

  
نویسنده : صادق ; ساعت ۳:٢۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٤

یا علی

آقامون جون اسم تو این قلبما کرده منجنی

واسه اینه مادرم گفته فقط بگو علی

علی.........علی..........علی

عشق اولی را عشقه

سایه ولی را عشقه

میون تموم عشقا

آقامون علی را عشقه

علی.........علی..........علی

من اسیر غیرتو....شجاعت و مرامتم

تا قیامتم میگم

به فاطمه قلامتم

تو سلیمان منی

آقا منم نور تویم

تا ابد تو دستای مشتی پر زور تویم

نام تو هر جا بودم

چراق هر شبم بوده

تا به دنیا اومدم

اسم تو رو لبم بوده

علی.........علی..........علی

  
نویسنده : صادق ; ساعت ۳:٢٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٤

یا ابا عبدالله الحسین المظلوم

باز یادم می یاد قدیما

با یه عده ای دیونه

دل به آقامون سپردیم

به حرم شدیم رونه

تموم زندگی ما من فقط مدیوت چشم تو میدونم

قلبما من دادم به اربابم همیشه عاشقش میمونم

آقام آقام ارباب من

دوباره زیارت یار

دلما گرفت نشونه

انگاری باید برم من

باز دارم میشم دیونه

مست حسینمو........خرابمو........ خدا خودش اینا میدونه

آقام آقام ارباب من

  
نویسنده : صادق ; ساعت ۳:٢۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٤

پند

عالم همه در طواف عشق است              و دایره داراین طواف حسین(ع)
  
نویسنده : صادق ; ساعت ۳:٢۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٤